آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Scatter

      ˈskæt̬ər ˈskætə

      گذشته‌ی ساده:

      scattered

      شکل سوم:

      scattered

      سوم‌شخص مفرد:

      scatters

      وجه وصفی حال:

      scattering

      معنی scatter | جمله با scatter

      noun verb - transitive

      پراکندن، پخش کردن، از هم جدا کردن، پراکنده و پریشان کردن، افشاندن، متفرق کردن

      noun verb - transitive

      پراکنده کردن، پراکنده شدن، متفرق کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Pari scattered the seeds in the flower garden.

      پری تخم‌ها را در باغچه پاشید.

      They had taken the books off the shelves and scattered them all over the room.

      کتاب‌ها را از طاقچه‌ها برداشته و در سرتاسر اتاق پخش‌وپلا کرده بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A strong wind scattered the clouds.

      باد شدیدی ابرها را پراکنده کرد.

      scatter seeds for it is fulfilling ...

      ...دانه بیفشان که خوش آسایش است

      Demonstrators scattered in horror.

      تظاهرکنندگان دهشت‌زده متفرق شدند.

      The basket fell down and the apples scattered on the sidewalk.

      سبد افتاد و سیب‌ها در پیاده‌رو پراکنده شدند.

      When the dog approached, the pigeons scattered in every direction.

      وقتی سگ نزدیک شد کبوترها به اطراف پراکنده شدند.

      a scatter of people in the square

      مردم پراکنده در میدان

      a scatter of applause

      کف زدن پراکنده

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد scatter

      1. verb strew, disperse
        Synonyms:
        spread distribute throw around litter disperse shed fling broadcast disseminate expend spend pour shower spray sprinkle besprinkle cast diffuse interperse divide separate part split up disunite sever sunder disband dispel set discard shatter diverge run away migrate put to flight take off in all directions throw out set asunder scramble disject derange dissipate
        Antonyms:
        gather collect

      سوال‌های رایج scatter

      گذشته‌ی ساده scatter چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده scatter در زبان انگلیسی scattered است.

      شکل سوم scatter چی میشه؟

      شکل سوم scatter در زبان انگلیسی scattered است.

      وجه وصفی حال scatter چی میشه؟

      وجه وصفی حال scatter در زبان انگلیسی scattering است.

      سوم‌شخص مفرد scatter چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد scatter در زبان انگلیسی scatters است.

      ارجاع به لغت scatter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «scatter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/scatter

      لغات نزدیک scatter

      • - scatophagous
      • - scatt
      • - scatter
      • - scatter pin
      • - scatter rug
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.