گذشتهی ساده:
disseminatedشکل سوم:
disseminatedسومشخص مفرد:
disseminatesوجه وصفی حال:
disseminatingمنتشر کردن، انتشار دادن، پراکندن، پخش کردن (اطلاعات، ایدهها، عقاید و ...)
Effective public health campaigns must strategically disseminate information about preventative measures to reach a wide demographic.
کمپینهای مؤثر بهداشت عمومی باید اطلاعات مربوط به اقدامات پیشگیرانه را بهصورت استراتژیک منتشر کنند تا به طیف وسیعی از مردم دسترسی پیدا کنند.
It's important for leaders to disseminate a clear vision to their team members.
برای رهبران مهم است که چشماندازی روشن را به اعضای تیم خود منتشر کنند.
It is imperative for educational institutions to disseminate accurate and up-to-date information regarding academic policies to all enrolled students.
برای مؤسسات آموزشی ضروری است که اطلاعات دقیق و بهروز در مورد سیاستهای آکادمیک را به همهی دانشجویان ثبتنامشده پخش کنند.
the information disseminated by the radio
اطلاعات منتشرشده توسط رادیو
the dissemination of leftist political views
اشاعهی نظریات سیاسی (دست) چپی
پراکنده کردن، پاشیدن، منتشر کردن (بذر، ذرات، بیماری)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The agricultural sector must effectively disseminate disease-resistant seeds to ensure sustainable crop yields.
بخش کشاورزی باید بذرهای مقاوم در برابر بیماری را بهطور مؤثر بپاشد تا عملکرد پایدار محصولات را تضمین کند.
During the lecture, the professor explained how specific pathogens can rapidly disseminate within a susceptible population.
در طول سخنرانی، استاد توضیح داد که چگونه عوامل بیماریزای خاصی میتوانند بهسرعت در یک جمعیت مستعد منتشر شوند.
The farmer used a special machine to disseminate the tiny seeds evenly across the field.
کشاورز از یک ماشین مخصوص برای پاشیدن یکنواخت دانههای ریز در سراسر مزرعه استفاده کرد.
انتشار اطلاعات / پخش کردن اطلاعات
گذشتهی ساده disseminate در زبان انگلیسی disseminated است.
شکل سوم disseminate در زبان انگلیسی disseminated است.
وجه وصفی حال disseminate در زبان انگلیسی disseminating است.
سومشخص مفرد disseminate در زبان انگلیسی disseminates است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «disseminate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/disseminate