آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

      Disseminate

      dɪˈseməneɪt dɪˈseməneɪt

      گذشته‌ی ساده:

      disseminated

      شکل سوم:

      disseminated

      سوم‌شخص مفرد:

      disseminates

      وجه وصفی حال:

      disseminating

      معنی disseminate | جمله با disseminate

      verb - transitive formal C2

      منتشر کردن، انتشار دادن، پراکندن، پخش کردن (اطلاعات، ایده‌ها، عقاید و ...)

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      Effective public health campaigns must strategically disseminate information about preventative measures to reach a wide demographic.

      کمپین‌های مؤثر بهداشت عمومی باید اطلاعات مربوط به اقدامات پیشگیرانه را به‌صورت استراتژیک منتشر کنند تا به طیف وسیعی از مردم دسترسی پیدا کنند.

      It's important for leaders to disseminate a clear vision to their team members.

      برای رهبران مهم است که چشم‌اندازی روشن را به اعضای تیم خود منتشر کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It is imperative for educational institutions to disseminate accurate and up-to-date information regarding academic policies to all enrolled students.

      برای مؤسسات آموزشی ضروری است که اطلاعات دقیق و به‌روز در مورد سیاست‌های آکادمیک را به همه‌ی دانشجویان ثبت‌نام‌شده پخش کنند.

      the information disseminated by the radio

      اطلاعات منتشرشده توسط رادیو

      the dissemination of leftist political views

      اشاعه‌ی نظریات سیاسی (دست) چپی

      verb - transitive C2

      پراکنده کردن، پاشیدن، منتشر کردن (بذر، ذرات، بیماری)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      The agricultural sector must effectively disseminate disease-resistant seeds to ensure sustainable crop yields.

      بخش کشاورزی باید بذرهای مقاوم در برابر بیماری را به‌طور مؤثر بپاشد تا عملکرد پایدار محصولات را تضمین کند.

      During the lecture, the professor explained how specific pathogens can rapidly disseminate within a susceptible population.

      در طول سخنرانی، استاد توضیح داد که چگونه عوامل بیماری‌زای خاصی می‌توانند به‌سرعت در یک جمعیت مستعد منتشر شوند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The farmer used a special machine to disseminate the tiny seeds evenly across the field.

      کشاورز از یک ماشین مخصوص برای پاشیدن یکنواخت دانه‌های ریز در سراسر مزرعه استفاده کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد disseminate

      1. verb distribute, scatter
        Synonyms:
        spread circulate publish announce advertise declare broadcast publicize disperse diffuse scatter promulgate proclaim propagate radiate blazon blaze strew sow disject dissipate annunciate
        Antonyms:
        gather collect
      1. verb to pass (something) out
        Synonyms:
        distribute circulate disperse hand out
      1. verb to make (information) generally known
        Synonyms:
        broadcast propagate circulate distribute advertise blazon spread sow promulgate diffuse scatter disperse blaze bruit circularize noise circularise publicize strew transmit pass around
        Antonyms:
        gather collect
      1. verb to extend over a wide area
        Synonyms:
        circulate diffuse disperse distribute radiate scatter spread strew

      Collocations

      disseminate information

      انتشار اطلاعات / پخش کردن اطلاعات

      سوال‌های رایج disseminate

      گذشته‌ی ساده disseminate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده disseminate در زبان انگلیسی disseminated است.

      شکل سوم disseminate چی میشه؟

      شکل سوم disseminate در زبان انگلیسی disseminated است.

      وجه وصفی حال disseminate چی میشه؟

      وجه وصفی حال disseminate در زبان انگلیسی disseminating است.

      سوم‌شخص مفرد disseminate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد disseminate در زبان انگلیسی disseminates است.

      ارجاع به لغت disseminate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «disseminate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/disseminate

      لغات نزدیک disseminate

      • - dissemblance
      • - dissemble
      • - disseminate
      • - disseminate information
      • - dissemination
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      chabazite deco designing di- durometer elisabeth held in high repute challenge garbage grab latent laugh at terminate settlor make a small fortune آموختن ایست بردباری افناء بشر خودرو رستگارگر زبانه‌ی مته زودباور زودرس شاخه پیله بامداد اتحاد بسکتبال
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.