آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Announce

      əˈnaʊns əˈnaʊns

      گذشته‌ی ساده:

      announced

      شکل سوم:

      announced

      سوم‌شخص مفرد:

      announces

      وجه وصفی حال:

      announcing

      معنی announce | جمله با announce

      verb - transitive B1

      آگهی دادن، اعلام کردن، به اطلاع رساندن، اعلان کردن، انتشار دادن، آشکار کردن

      The prime minister announced his resignation.

      نخست وزیر استعفای خود را اعلام کرد.

      He announced to those present that he would soon get married.

      به حضار اعلام کرد که به زودی ازدواج خواهد کرد.

      verb - transitive

      خبر دادن، خبر، اعلام کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Every night, he announces the news on radio.

      او هر شب از رادیو اخبار می‌گوید.

      Footsteps announced his return.

      صدای پا از بازگشت وی خبر داد.

      verb - transitive

      مدرک دادن

      verb - transitive

      اخطار کردن

      verb - intransitive

      نامزدی خود را (برای انتخابات و شغل و غیره) اعلام کردن

      He announced for the senate.

      او نامزدی خود را برای سنا اعلام کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد announce

      1. verb make a proclamation
        Synonyms:
        tell advertise broadcast declare publish state disclose reveal release impart promulgate proclaim trumpet make public make known give out pass the word communicate disseminate spread around issue report intimate divulge call propound publicize blast blazon drum sound off run off at mouth
        Antonyms:
        conceal withhold suppress keep secret repress bottle up refrain
      1. verb declare arrival
        Synonyms:
        signal indicate herald predict forecast foretell foreshow signify portend presage forerun harbinger augur forebode
        Antonyms:
        hide withhold be quiet

      لغات هم‌خانواده announce

      noun
      announcement, announcer
      adjective
      unannounced
      verb - transitive
      announce
      adverb
      unannounced

      سوال‌های رایج announce

      گذشته‌ی ساده announce چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده announce در زبان انگلیسی announced است.

      شکل سوم announce چی میشه؟

      شکل سوم announce در زبان انگلیسی announced است.

      وجه وصفی حال announce چی میشه؟

      وجه وصفی حال announce در زبان انگلیسی announcing است.

      سوم‌شخص مفرد announce چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد announce در زبان انگلیسی announces است.

      ارجاع به لغت announce

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «announce» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/announce

      لغات نزدیک announce

      • - annotate
      • - annotation
      • - announce
      • - announce record profits
      • - announced
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.