آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ مرداد ۱۴۰۴

      Forecast

      ˈfɔːrkæst ˈfɔːkɑːst

      گذشته‌ی ساده:

      forecasted

      شکل سوم:

      forecasted

      سوم‌شخص مفرد:

      forecasts

      وجه وصفی حال:

      forecasting

      شکل جمع:

      forecasts

      معنی forecast | جمله با forecast

      noun countable B1

      پیش‌بینی، برآورد، گمانه‌زنی

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The forecast shows that the company’s profits will increase.

      برآورد نشان می‌دهد که سود شرکت افزایش خواهد یافت.

      According to the latest forecast, snow is expected in the mountains.

      بر اساس آخرین پیش‌بینی، انتظار می‌رود در کوهستان‌ها برف ببارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a weather forecast

      پیش‌بینی وضع هوا

      a forecast of oil production in the next five years

      پیش‌بینی میزان تولید نفت در پنج سال آینده

      verb - transitive

      پیش‌بینی کردن، برآورد کردن، گمانه‌زنی کردن، پیش‌آگاهی دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      Every night, the next day's weather is forecast on the radio.

      هرشب رادیو وضع هوای روز بعد را پیش‌بینی‌می‌کند.

      Analysts forecast that energy prices will continue to rise.

      تحلیلگران گمانه‌زنی می‌کنند که قیمت انرژی همچنان افزایش یابد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to forecast the next year's crop yields

      میزان محصولات کشاورزی سال دیگر را پیش‌بینی کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد forecast

      1. noun prediction, often of weather or business
        Synonyms:
        guess estimate calculation projection budget planning foresight anticipation outlook foretelling foreseeing conjecture prognosis prophecy prognostication divination prescience prevision foreknowledge precognition augury cast forethought foretoken
      1. verb predict, guess
        Synonyms:
        guess figure estimate foresee conjecture surmise infer calculate determine plan gather divine telegraph figure out reason gauge anticipate foretell prognosticate prophesy portend presage augur demonstrate conclude soothsay call the turn dope out see it coming in the cards predetermine adumbrate

      Collocations

      weather forecast

      پیش‌بینی وضع هوا، پیش‌بینی هواشناسی

      سوال‌های رایج forecast

      گذشته‌ی ساده forecast چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده forecast در زبان انگلیسی forecasted است.

      شکل سوم forecast چی میشه؟

      شکل سوم forecast در زبان انگلیسی forecasted است.

      شکل جمع forecast چی میشه؟

      شکل جمع forecast در زبان انگلیسی forecasts است.

      وجه وصفی حال forecast چی میشه؟

      وجه وصفی حال forecast در زبان انگلیسی forecasting است.

      سوم‌شخص مفرد forecast چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد forecast در زبان انگلیسی forecasts است.

      ارجاع به لغت forecast

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «forecast» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/forecast

      لغات نزدیک forecast

      • - foreboding
      • - forebrain
      • - forecast
      • - forecastle
      • - forecheck
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      volume vivisect visa vina vicariously vibraphone verbiage potent velázquez urbanization urawa upscale up-to-date unseen unsolved میخ کوبیدن ناخن‌کار ناخوانا نامعلوم نامدار ناهمواری ناواضح نخل پزشک یار چشم‌انداز چشم‌به‌راه چندش‌آور چندین دفعه چه طور چهره
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.