علم غیب، پیشدانی، آگاهی از پیش، الهام، بصیرت، مآلاندیشی، عاقبتبینی، بینش، پیشگویی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The scientist's prescience about the virus led to early containment measures.
پیشدانی دانشمند دربارهی ویروس منجر به اتخاذ تدابیر مهار زودهنگام شد.
Writers often credit intuition and prescience for their most memorable plots.
نویسندگان اغلب از شهود و بصیرت برای خلق بهیادماندنیترین طرحهای داستانیشان یاد میکنند.
No one could explain her prescience; her warnings always proved accurate.
هیچکس نمیتوانست پیشگویی او را توضیح دهد؛ هشدارهایش همیشه درست از آب در میآمد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «prescience» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/prescience