Anticipate

ænˈtɪsəpeɪt ænˈtɪsəpeɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    anticipated
  • شکل سوم:

    anticipated
  • سوم‌شخص مفرد:

    anticipates
  • وجه وصفی حال:

    anticipating

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

verb - transitive C1
پیش‌بینی کردن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه‌ی ضروری

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
- I anticipate a pleasant trip.
- سفر خوشی را پیش‌بینی می‌کنم.
- Anticipating her request, I prepared the tea in advance.
- خواسته‌‌اش را پیش‌بینی نموده و چای را از پیش آماده کردم.
verb - transitive
پیش گرفتن بر، سبقت جستن بر، تقدم داشتن بر
- Did the Vikings anticipate Columbus in discovering America?
- آیا وایکینگ‌ها در کشف امریکا بر (کریستوف) کلمب تقدم داشتند؟
verb - transitive
پیشگیری کردن
verb - transitive
پیش‌خور کردن
- They tried to anticipate the legacy.
- آن‌ها کوشیدند ارث را پیش‌خور کنند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد anticipate

  1. verb expect; predict
    Synonyms:
    see assume figure wait predict foresee forecast look for suppose await count on hope for plan on divine entertain wait for conjecture visualize foretell prophesy be afraid prepare for have a hunch see coming bargain for prevision prognosticate look forward to promise oneself count chickens see in the cards cross the bridge foretaste jump the gun
    Antonyms:
    doubt be surprised be amazed
  1. verb act in advance of
    Synonyms:
    prevent block hinder intercept preclude forestall delay precede prepare for provide against be early apprehend beat someone to it be one step ahead of
    Antonyms:
    be unready

لغات هم‌خانواده anticipate

  • verb - transitive
    anticipate

ارجاع به لغت anticipate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «anticipate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/anticipate

لغات نزدیک anticipate

پیشنهاد بهبود معانی