آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ بهمن ۱۴۰۳

      Anticipate

      ænˈtɪsəpeɪt ænˈtɪsəpeɪt

      گذشته‌ی ساده:

      anticipated

      شکل سوم:

      anticipated

      سوم‌شخص مفرد:

      anticipates

      وجه وصفی حال:

      anticipating

      معنی anticipate | جمله با anticipate

      verb - transitive C1

      پیش‌بینی کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      I anticipate a pleasant trip.

      سفر خوشی را پیش‌بینی می‌کنم.

      Anticipating her request, I prepared the tea in advance.

      خواسته‌‌اش را پیش‌بینی نموده و چای را از پیش آماده کردم.

      verb - transitive

      پیش گرفتن بر، سبقت جستن بر، تقدم داشتن بر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Did the Vikings anticipate Columbus in discovering America?

      آیا وایکینگ‌ها در کشف امریکا بر (کریستوف) کلمب تقدم داشتند؟

      verb - transitive

      پیشگیری کردن

      verb - transitive

      پیش‌خور کردن

      They tried to anticipate the legacy.

      آن‌ها کوشیدند ارث را پیش‌خور کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد anticipate

      1. verb expect; predict
        Synonyms:
        see assume figure wait predict foresee forecast look for suppose await count on hope for plan on divine entertain wait for conjecture visualize foretell prophesy be afraid prepare for have a hunch see coming bargain for prevision prognosticate look forward to promise oneself count chickens see in the cards cross the bridge foretaste jump the gun
        Antonyms:
        doubt be surprised be amazed
      1. verb act in advance of
        Synonyms:
        prevent block hinder intercept preclude forestall delay precede prepare for provide against be early apprehend beat someone to it be one step ahead of
        Antonyms:
        be unready

      لغات هم‌خانواده anticipate

      noun
      anticipation
      adjective
      anticipatory, anticipated
      verb - transitive
      anticipate

      سوال‌های رایج anticipate

      گذشته‌ی ساده anticipate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده anticipate در زبان انگلیسی anticipated است.

      شکل سوم anticipate چی میشه؟

      شکل سوم anticipate در زبان انگلیسی anticipated است.

      وجه وصفی حال anticipate چی میشه؟

      وجه وصفی حال anticipate در زبان انگلیسی anticipating است.

      سوم‌شخص مفرد anticipate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد anticipate در زبان انگلیسی anticipates است.

      ارجاع به لغت anticipate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «anticipate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/anticipate

      لغات نزدیک anticipate

      • - antichrist
      • - anticipant
      • - anticipate
      • - anticipated
      • - anticipation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.