آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Doubt

      daʊt daʊt

      گذشته‌ی ساده:

      doubted

      شکل سوم:

      doubted

      سوم‌شخص مفرد:

      doubts

      وجه وصفی حال:

      doubting

      شکل جمع:

      doubts

      معنی doubt | جمله با doubt

      noun countable uncountable B1

      شک، تردید، شبهه، ابهام، دودلی، عدم اطمینان

      I have serious doubts about her honesty.

      در صداقت او جداً شک دارم.

      There was a lot of doubt surrounding the results of the experiment.

      در مورد نتایج آزمایش ابهامات زیادی وجود داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Doubt makes one think.

      شک انسان را به فکر می‌اندازد.

      The outcome of their contest is still in doubt.

      نتیجه‌ی نبرد آن‌ها هنوز روشن نیست.

      There is no room for doubt.

      جای شک نیست.

      verb - transitive B2

      مشکوک بودن، شک داشتن، تردید داشتن، اطمینان نداشتن، باور نداشتن، بعید دانستن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      I don't doubt the truth of what he says.

      در صدق گفتارش شک ندارم.

      He doubted that they would arrive on time given the traffic.

      با توجه به ترافیک، بعید می‌دانست که به موقع برسند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I doubt whether he will come today.

      شک دارم که امروز بیاید (فکر نمی‌کنم امروز بیاید).

      Do you doubt his predictions?

      آیا پیش‌بینی‌های او را باور ندارید؟

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد doubt

      1. noun lack of faith, conviction; questioning
        Synonyms:
        uncertainty hesitation disbelief suspicion mistrust indecision ambiguity confusion skepticism wavering apprehension difficulty rejection reluctance vacillation incredulity diffidence misgiving disquiet fear problem hesitancy faltering dubiousness incertitude lack of confidence faithlessness quandary perplexity demurral dubiety discredit quaim suspense scruple agnosticism irresolution
        Antonyms:
        faith confidence belief trust certainty reliance dependence
      1. verb lack confidence in; question
        Synonyms:
        distrust question suspect disbelieve challenge misdoubt mistrust waver hesitate vacillate impugn scruple demur query fear wonder at imagine surmise fluctuate misgive shilly-shally have qualms be uncertain be dubious not buy discredit dispute insinuate take dim view of harbor suspicion call in question give no credence be apprehensive of be puzzled be in a quandary be undetermined read differently skepticize smell a rat
        Antonyms:
        trust believe be certain rely not question

      Collocations

      (be) in doubt

      مورد شک بودن، معلوم نبودن، نامعلوم بودن

      beyond (or without) doubt

      بدون شک، بی‌شک، مطمئناً

      cast doubt on

      مورد شک قرار دادن

      no doubt

      1- بی‌شک، بی‌گمان 2- به احتمال زیاد

      beyond reasonable doubt

      فراتر از شک معقول، بدون شک و شبهه

      Collocations بیشتر

      nagging doubt

      شک و تردید آزاردهنده/مزاحم

      Idioms

      beyond the shadow of a doubt

      بدون هیچ‌گونه شک و تردید

      cast doubt on

      مورد شک قرار دادن

      give someone the benefit of the doubt

      بنا را بر صداقت و اعتماد گذاشتن، باوجود شک به کسی اعتماد کردن

      لغات هم‌خانواده doubt

      noun
      doubt, doubter
      adjective
      doubtful, doubtless, indubitable, undoubted
      verb - transitive
      doubt
      adverb
      doubtfully, indubitably, undoubtedly

      سوال‌های رایج doubt

      گذشته‌ی ساده doubt چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده doubt در زبان انگلیسی doubted است.

      شکل سوم doubt چی میشه؟

      شکل سوم doubt در زبان انگلیسی doubted است.

      شکل جمع doubt چی میشه؟

      شکل جمع doubt در زبان انگلیسی doubts است.

      وجه وصفی حال doubt چی میشه؟

      وجه وصفی حال doubt در زبان انگلیسی doubting است.

      سوم‌شخص مفرد doubt چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد doubt در زبان انگلیسی doubts است.

      ارجاع به لغت doubt

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «doubt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/doubt

      لغات نزدیک doubt

      • - doubly
      • - doubly linked
      • - doubt
      • - doubter
      • - doubtful
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.