آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ فروردین ۱۴۰۴

      Assume

      əˈsuːm əˈsjuːm

      گذشته‌ی ساده:

      assumed

      شکل سوم:

      assumed

      سوم‌شخص مفرد:

      assumes

      وجه وصفی حال:

      assuming

      معنی assume | جمله با assume

      verb - transitive B2

      فرض کردن، انگاشتن، تلقی کردن، پنداشتن، مسلم دانستن، تصور کردن، گمان کردن، بر این باور بودن

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      I assumed (that) you knew each other because you went to the same school.

      چون به یک مدرسه می‌رفتید، گمان کردم همدیگر را می‌شناسید.

      They have walked ten miles, therefore, I assume they are tired.

      ده مایل راه رفته‌اند، لذا فکر می‌کنم خسته باشند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      If you have a B.A. in English, people will assume that you are fluent in English.

      اگر لیسانس انگلیسی داری، مردم خواهند پنداشت که در انگلیسی روان هستی.

      verb - transitive

      تظاهر کردن، به خود گرفتن، به خود بستن، وانمود کردن، اختیار کردن، گرفتن (نام مستعار، هویت جعلی و...)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      Her eyes assumed an air of innocence.

      چشمانش حالت معصومانه‌ای به خود گرفتند.

      He assumed a different accent to sound like a local.

      او لهجه‌ای متفاوت را تظاهر کرد تا مانند مردم محلی به نظر برسد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The spy assumed a new identity and moved to another country.

      جاسوس هویت جدیدی اختیار کرد و به کشور دیگری رفت.

      verb - transitive C2

      به عهده گرفتن، به گردن گرفتن، عهده‌دار شدن، پذیرفتن، در دست گرفتن

      Hitler assumed power in 1933.

      هیلتر در 1933 قدرت را در دست گرفت.

      They assumed authority without any official appointment.

      آن‌ها بدون هیچ انتصاب رسمی، اختیارات را در دست گرفتند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The city assumed a festive atmosphere during the holidays.

      درطول تعطیلات، شهر حال‌و‌هوایی جشن‌گونه به خود گرفت.

      to assume responsibility

      مسئولیت به عهده گرفتن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد assume

      1. verb believe, take for granted
        Synonyms:
        think imagine guess expect suppose believe consider judge conclude surmise deduce infer understand presume suspect estimate deem fancy find accept count upon postulate predicate posit hypothesize conjecture theorize divine ascertain get the idea have a hunch have sneaking suspicion be inclined to think fall for take for granted presuppose speculate gather be afraid
        Antonyms:
        doubt not believe
      1. verb take, undertake
        Synonyms:
        take accept acquire begin embrace attend to undertake take up take on take over seize appropriate embark upon set about don arrogate confiscate
        Antonyms:
        not do
      1. verb pretend
        Synonyms:
        pretend act fake imitate mimic simulate feign affect put on bluff counterfeit impersonate adopt
      1. verb adopt, acquire
        Synonyms:
        adopt acquire grab seize take over borrow appropriate snatch annex usurp confiscate arrogate commandeer hijack expropriate preempt liberate swipe glom onto clap hands on get hands on get fingers on kipe moonlight requisition
        Antonyms:
        leave let alone not take

      Collocations

      let us assume (that)

      فرض کنیم (که)، گیریم (که)

      لغات هم‌خانواده assume

      noun
      assumption
      verb - transitive
      assume

      سوال‌های رایج assume

      گذشته‌ی ساده assume چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده assume در زبان انگلیسی assumed است.

      شکل سوم assume چی میشه؟

      شکل سوم assume در زبان انگلیسی assumed است.

      وجه وصفی حال assume چی میشه؟

      وجه وصفی حال assume در زبان انگلیسی assuming است.

      سوم‌شخص مفرد assume چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد assume در زبان انگلیسی assumes است.

      ارجاع به لغت assume

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «assume» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/assume

      لغات نزدیک assume

      • - assuagement
      • - assuasive
      • - assume
      • - assumed
      • - assuming
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.