آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

      Expect

      ɪkˈspekt ɪkˈspekt

      گذشته‌ی ساده:

      expected

      شکل سوم:

      expected

      سوم‌شخص مفرد:

      expects

      وجه وصفی حال:

      expecting

      معنی expect | جمله با expect

      verb - transitive B1

      انتظار داشتن، باور داشتن، پیش‌بینی کردن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      We expect the repairs will be finished by Monday.

      ما انتظار داریم تعمیرات تا دوشنبه تمام شود.

      She expects her friends to arrive by evening.

      او پیش‌بینی می‌کند که دوستانش تا غروب می‌رسند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I expect the meeting to start at 9 AM.

      من انتظار دارم جلسه ساعت ۹ صبح شروع شود.

      We expect guests tonight.

      امشب قرار است مهمان بیاید.

      The expected storm did not occur.

      توفان پیش‌بینی‌شده به وقوع نپیوست.

      verb - transitive B1

      انتظار داشتن، توقع داشتن، متوقع بودن، منتظر بودن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      He expected you to give him a tip.

      توقع داشت که به او انعام بدهی.

      Don't expect him to help!

      از او انتظار کمک نداشته باش!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I expected you to write me letters.

      توقع داشتم برایم نامه بنویسی.

      verb - transitive informal

      انگاشتن، گمان کردن، پنداشتن، فکر کردن

      I expect those Indians are on their way to war.

      فکر می‌کنم آن سرخ‌پوستان عازم جنگ باشند.

      I expect he's home by now.

      گمان می‌کنم الان خانه باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We expect the man to be honest.

      ما فکر می‌کنیم آن مرد صادق است.

      She expects that he is joking.

      گمان می‌کند که او شوخی می‌کند.

      verb - intransitive verb - transitive

      قدیمی منتظر بودن، صبر کردن، انتظار کشیدن، چشم‌انتظار بودن

      They expected good news from the doctor.

      آن‌ها منتظر خبر خوب از پزشک بودند.

      He expects to be called back soon.

      او چشم‌انتظار است که به‌زودی دوباره با او تماس بگیرند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She expects her friend to arrive any minute.

      او هر لحظه منتظر رسیدن دوستش است.

      verb - intransitive B2

      حامله بودن، باردار بودن

      Mehri is expecting.

      مهری حامله است.

      She found out she was expecting last month.

      او ماه گذشته فهمید که باردار است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Are you expecting?

      آیا حامله‌ای؟

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد expect

      1. verb believe strongly; anticipate
        Synonyms:
        think suppose assume imagine feel trust reckon hope predict foresee anticipate understand calculate figure presume surmise gather contemplate envisage look forward to look for await count on apprehend foreknow divine suspect forecast see coming sense hope for presuppose look ahead to wait for take watch for be afraid bargain for bargain on in the cards
      1. verb to anticipate
        Synonyms:
        anticipate await count on hope wait look forward to bargain for look hope for depend on look for foresee figure on
        Antonyms:
        despair of lose faith in
      1. verb want, wish
        Synonyms:
        wish require demand call for insist on look for count on rely upon
      1. verb to require
        Synonyms:
        require demand insist upon ask exact suppose
        Antonyms:
        dread fear
      1. verb *To assume
        Synonyms:
        assume anticipate suppose presume await calculate deem have-a-bun-in-the-oven demand envision feel hope forecast foresee guess bear suspect look forward to reckon sense carry think want gestate

      Collocations

      be expecting

      (عامیانه) آبستن بودن

      لغات هم‌خانواده expect

      noun
      expectancy, expectation
      adjective
      expectant, expected
      verb - intransitive
      expect
      adverb
      expectantly, unexpectedly

      سوال‌های رایج expect

      گذشته‌ی ساده expect چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده expect در زبان انگلیسی expected است.

      شکل سوم expect چی میشه؟

      شکل سوم expect در زبان انگلیسی expected است.

      وجه وصفی حال expect چی میشه؟

      وجه وصفی حال expect در زبان انگلیسی expecting است.

      سوم‌شخص مفرد expect چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد expect در زبان انگلیسی expects است.

      ارجاع به لغت expect

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «expect» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/expect

      لغات نزدیک expect

      • - expatriate
      • - expatriation
      • - expect
      • - expectable
      • - expectably
      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      miami misadventure MLA exotoxin extrusion fa fired fjord free-living frenemy get involved go histo- hom- hospitalization insurance ضربان داشتن عددخوانی عددنویسی عموقلی عمیقا عرق کردن عدد مرکب غاز کانادایی غنی‌سازی کره‌ی جنوبی فائق فاطمه فرو کس کمربند سبز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.