آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Contemplate

      ˈkɑːnt̬əmpleɪt ˈkɒntəmpleɪt

      گذشته‌ی ساده:

      contemplated

      شکل سوم:

      contemplated

      سوم‌شخص مفرد:

      contemplates

      وجه وصفی حال:

      contemplating

      معنی contemplate | جمله با contemplate

      verb - intransitive verb - transitive C1

      تعمق کردن، ژرف‌اندیشی کردن، مداقه کردن، تأمل کردن، اندیشیدن (به مدت طولانی و به‌دقت)

      He spent hours contemplating the creation.

      او ساعت‌ها درباره‌ی خلقت تعمق می‌کرد.

      I often contemplate the meaning of life during my morning walks.

      اغلب در هنگام پیاده‌روی صبحگاهی به معنای زندگی می‌اندیشم.

      verb - transitive

      در فکر چیزی بودن، در نظر داشتن، بر آن بودن، قصد داشتن، در صدد چیزی بودن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      She contemplated the idea of starting her own business.

      او در فکر راه‌اندازی کسب‌وکار خودش بود.

      He is contemplating a trip to Shiraz.

      او در فکر سفر به شیراز است.

      verb - transitive

      نگریستن، خیره شدن، تماشا کردن، سیر کردن

      He contemplated her face, trying to decipher her emotions.

      به چهره‌اش نگریست و سعی کرد احساسات او را رمزگشایی کند.

      He stood there and contemplated the river landscape.

      او آنجا ایستاد و به چشم‌انداز رودخانه خیره شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد contemplate

      1. verb think about seriously; plan
        Synonyms:
        consider think of intend mean plan propose design aim expect study weigh reflect upon meditate on ponder deliberate envisage foresee muse over kick around mull over chew over speculate ruminate brood over take in size up observe aspire to perpend excogitate cool out
        Antonyms:
        disregard neglect forget discard slight scorn
      1. verb gaze at
        Synonyms:
        see view eye notice observe regard scan examine inspect study behold gaze at stare at consider witness peer scrutinize survey probe peruse pry penetrate pierce audit
        Antonyms:
        disregard look away scorn

      سوال‌های رایج contemplate

      گذشته‌ی ساده contemplate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده contemplate در زبان انگلیسی contemplated است.

      شکل سوم contemplate چی میشه؟

      شکل سوم contemplate در زبان انگلیسی contemplated است.

      وجه وصفی حال contemplate چی میشه؟

      وجه وصفی حال contemplate در زبان انگلیسی contemplating است.

      سوم‌شخص مفرد contemplate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد contemplate در زبان انگلیسی contemplates است.

      ارجاع به لغت contemplate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «contemplate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/contemplate

      لغات نزدیک contemplate

      • - conte
      • - contemn
      • - contemplate
      • - contemplation
      • - contemplative
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.