آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Weigh

    weɪ weɪ

    گذشته‌ی ساده:

    weighed

    شکل سوم:

    weighed

    سوم‌شخص مفرد:

    weighs

    وجه وصفی حال:

    weighing

    معنی weigh | جمله با weigh

    verb - transitive B1

    کشیدن، سنجیدن، وزن کردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

    مشاهده

    I weighed myself.

    خودم را وزن کردم.

    They weigh the meat carefully.

    گوشت را بادقت وزن می‌کنند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The advantages of this drug must be weighed against its disadvantages.

    فواید این دارو باید با مضار آن هم‌سنجی شود.

    Experts are weighing the importance of this event.

    کارشناسان دارند اهمیت این رویداد را بررسی می‌کنند.

    to weigh up one's chance of success

    امکان موفقیت خود را سنجیدن

    We have to weigh our next move carefully.

    بایستی به‌دقت حرکت بعدی را بسنجیم.

    to weigh one's words

    واژه‌های خود را بادقت گزیدن

    verb - transitive

    سنگینی کردن، فشار آوردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    Depression weighs him down.

    افسردگی او را آزار می‌دهد.

    branches weighed down with fruit

    شاخه‌هایی که میوه بر آن‌ها سنگینی می‌کرد

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Taxes weighed heavily on the people.

    مالیات‌ها برای مردم طاقت‌فرسا بودند.

    What he had done weighed on his conscience.

    کارهایی که انجام داده بود، وجدانش را معذب می‌کرد.

    The old rifle was weighing on his shoulder.

    تفنگ قدیمی روی شانه‌اش سنگینی می‌کرد.

    verb - intransitive

    وزن داشتن

    The suitcase weighs ten pounds.

    چمدان ده پوند وزن دارد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد weigh

    1. verb measure heaviness
      Synonyms:
      measure scale have a weight of heft put on the scale put in the balance counterbalance tip the scales at
    1. verb consider, contemplate
      Synonyms:
      think about think over study examine evaluate analyze ponder contemplate reflect upon deliberate meditate estimate appraise rate balance sort out brainstorm give thought to mull over excogitate rehash hash over perpend think out track mind sweat
      Antonyms:
      ignore neglect
    1. verb have influence
      Synonyms:
      matter mean count influence impress tell register signify import militate stack up against carry weight be influential be important pull cut some ice be something press charge burden lade tax show cut saddle cumber be heavy

    Phrasal verbs

    weigh down

    زیر بار خم شدن، سنگینی کردن

    weigh in

    وزن شدن، وزن‌کشی کردن (در مسابقات و...)

    در بحث شرکت کردن، اظهارنظر کردن، نظر دادن، مداخله کردن، دلیل آوردن، استدلال کردن

    Collocations

    weigh anchor

    (کشتی) لنگر برداشتن، عزیمت کردن

    لنگر کشیدن، لنگر برداشتن

    weighing machine

    باسکول، ترازو

    لغات هم‌خانواده weigh

    noun
    weight, weighting
    adjective
    overweight, weighted, weighty, weightless
    verb - transitive
    weigh, outweigh, weight

    سوال‌های رایج weigh

    گذشته‌ی ساده weigh چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده weigh در زبان انگلیسی weighed است.

    شکل سوم weigh چی میشه؟

    شکل سوم weigh در زبان انگلیسی weighed است.

    وجه وصفی حال weigh چی میشه؟

    وجه وصفی حال weigh در زبان انگلیسی weighing است.

    سوم‌شخص مفرد weigh چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد weigh در زبان انگلیسی weighs است.

    ارجاع به لغت weigh

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «weigh» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/weigh

    لغات نزدیک weigh

    • - wei
    • - weigela
    • - weigh
    • - weigh anchor
    • - weigh down
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.