آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ فروردین ۱۴۰۴

    Meditate

    ˈmedɪteɪt ˈmedɪteɪt

    گذشته‌ی ساده:

    meditated

    شکل سوم:

    meditated

    سوم‌شخص مفرد:

    meditates

    وجه وصفی حال:

    meditating

    معنی meditate | جمله با meditate

    verb - intransitive

    مراقبه کردن، مدیتیشن کردن، آرام کردن ذهن

    He used to pray and then meditate for hours.

    او عبادت می‌کرد و سپس ساعت‌ها در بحر مکاشفه فرومی‌رفت.

    During yoga, they teach you how to meditate and focus on your breathing.

    در یوگا به شما یاد می‌دهند که چگونه مراقبه کنید و روی تنفس خود تمرکز کنید.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He sat by the river and meditated to calm his mind.

    کنار رودخانه نشست و برای آرام کردن ذهنش مدیتیشن کرد.

    verb - intransitive

    تفکر کردن، اندیشه کردن، تعمق کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    Before giving his answer, he meditated on the matter for a few days.

    پیش از دادن جواب چند روزی روی آن مطلب تعمق کرد.

    After the accident, he meditated on how quickly life can change.

    بعداز تصادف، به این فکر کرد که زندگی چقدر سریع می‌تواند تغییر کند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He meditated his own achievements during the past ten years.

    او موفقیت‌های خود در ده سال گذشته را مورد ژرفایش (تعمق) قرار داد.

    verb - transitive

    در سر داشتن، قصد داشتن، در سر پروراندن، در صدد بودن، در پی چیزی بودن

    He is meditating revenge.

    او در صدد انتقام است.

    She was meditating a change of jobs.

    او در پی آن بود که شغل خود را عوض کند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    to meditate war

    نقشه‌ی جنگ در سر پروردن

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد meditate

    1. verb to muse
      Synonyms:
      ponder study contemplate ruminate muse revolve say to oneself reflect view brood over cogitate be in an abstraction cherish the idea entertain the idea dream mull-over be in a brown study chew-the-cud
    1. verb to think over
      Synonyms:
      consider contemplate excogitate think ponder weigh muse mull study reflect cogitate ruminate deliberate speculate think over revolve chew on entertain dream chew-over lucubrate think out pore think through turn over mull-over
      Antonyms:
      ignore neglect dismiss
    1. verb contemplate
      Synonyms:
      think consider reflect study weigh plan intend design muse ponder deliberate speculate revolve devise scheme figure ruminate mull over entertain idea dream have in mind think over think deeply say to oneself puzzle over view track brood over put on thinking cap cogitate moon purpose roll
      Antonyms:
      ignore neglect dismiss

    سوال‌های رایج meditate

    گذشته‌ی ساده meditate چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده meditate در زبان انگلیسی meditated است.

    شکل سوم meditate چی میشه؟

    شکل سوم meditate در زبان انگلیسی meditated است.

    وجه وصفی حال meditate چی میشه؟

    وجه وصفی حال meditate در زبان انگلیسی meditating است.

    سوم‌شخص مفرد meditate چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد meditate در زبان انگلیسی meditates است.

    ارجاع به لغت meditate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «meditate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/meditate

    لغات نزدیک meditate

    • - mediocre
    • - mediocrity
    • - meditate
    • - meditation
    • - meditative
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.