آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Think

      θɪŋk θɪŋk

      گذشته‌ی ساده:

      thought

      شکل سوم:

      thought

      سوم‌شخص مفرد:

      thinks

      وجه وصفی حال:

      thinking

      شکل جمع:

      thinks

      معنی think | جمله با think

      verb - intransitive verb - transitive A1

      اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن، تصور کردن، نظر داشتن، قصد داشتن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      think before you act!

      پیش از اقدام فکر بکن!

      I like to think about God.

      دوست دارم درباره‌ی خدا اندیشه کنم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Don't think too much about money.

      درباره‌ی پول زیاد فکر نکن.

      Are animals able to think?

      آیا حیوانات قادر به تفکر هستند؟

      I don't think it will rain.

      گمان نمی‌کنم باران بیاید.

      I thought I was dead.

      خیال کردم مرده‌ام.

      who do you think you are!

      خیال می‌کنی کی هستی!

      Think what your next step should be.

      درباره‌ی اقدام بعدی خود فکر کن.

      you can't think how happy I am to see you!

      نمی‌توانی تصور بکنی که چقدر از دیدن تو خوشحالم!

      Think what joy was ours.

      به یاد بیاور که چقدر خوش بودیم.

      if I can, I am thinking of ...

      در پی آنم که گر زدست بر آید ...

      I was thinking that when I got to the rosebush...

      در نظر داشتم که چون به درخت گل رسم ...

      He thinks that communism is dead.

      او معتقد است که کمونیسم مرده است.

      He was not the first man to think of inventing a flying machine.

      او اولین کسی نبود که به فکر اختراع یک ماشین پرنده افتاد.

      We are thinking of buying a new house.

      قصد داریم خانه‌ای نو بخریم.

      He is thinking of resigning.

      قصد دارد استعفا بدهد.

      noun countable

      فکر، اندیشه، تأمل، تفکر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      let's give it a good think!

      بیا خوب درباره‌ی آن فکر کنیم.

      I'd better have a think before I decide.

      بهتر است قبل از تصمیم‌گیری کمی فکر کنم.

      adjective

      بر پایه‌ی تفکر، تفکربرانگیز

      They designed the program based on think methods to enhance learning.

      آن‌ها برنامه را بر اساس روش‌های بر پایه‌ی تفکر برای ارتقای یادگیری طراحی کردند.

      The lecture was very think-provoking and made me question my beliefs.

      آن سخنرانی بسیار تفکربرانگیز بود و باعث شد باورهایم را زیر سؤال ببرم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a new think film

      فیلم جدید تفکر‌برانگیز

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد think

      1. verb believe; anticipate
        Synonyms:
        imagine expect assume suppose feel consider understand see realize believe conclude judge reckon estimate credit hold deem fancy guess surmise suspect gather anticipate envision envisage foresee plan for project visualize vision image conceive determine regard take comprehend feature
        Antonyms:
        disbelieve disregard excogitate
      1. verb contemplate
        Synonyms:
        consider reflect study reason imagine analyze examine evaluate judge deduce infer deliberate ponder understand comprehend meditate conceive cogitate speculate estimate weigh mull resolve appreciate figure out have in mind mull over muse intellectualize rationalize sort out stew turn over use one’s head stop to consider cerebrate ruminate rack one’s brains
        Antonyms:
        ignore forget neglect
      1. verb remember
        Synonyms:
        recall recollect call to mind reminisce
        Antonyms:
        forget

      Phrasal verbs

      think on (or upon)

      (قدیمی) قصد کردن، مورد ملاحظه قرار دادن

      think out

      با دقت برنامه‌ریزی کردن، همه‌ی جزئیات را سنجیدن، به‌طور کامل بررسی کردن

      think over

      با دقت فکر کردن، اندیشیدن، بررسی کردن، سنجیدن، تأمل کردن

      think through

      تمام جوانب را سنجیدن، سبک سنگین کردن

      think up

      ابداع کردن، اختراع کردن

      Collocations

      think better of

      1- عقیده‌ی بهتری داشتن (درباره‌ی چیزی یا کسی) 2- (پس از تفکر) تجدید نظر کردن

      think fit

      مناسب دانستن، بجا پنداشتن

      think little (or nothing) of

      1- اهمیت ندادن، مهم نپنداشتن 2- تردید نکردن

      Idioms

      think (all) the world of

      بسیار دوست داشتن یا تحسین کردن، نور چشم خود دانستن

      think little (or nothing) of

      1- اهمیت ندادن، مهم نپنداشتن 2- تردید نکردن

      think nothing of it!

      اهمیت ندارد! قابل ندارد!، بفرمایید!، چوبکاری نفرمایید!

      think out loud (or think aloud)

      افکار خود را آشکار کردن، بلند بلند فکر کردن

      think twice

      مجدد مورد تفکر قرار دادن، دقت کردن

      Idioms بیشتر

      think outside the box

      خارج‌از چهارچوب فکر کردن، از زوایای جدید نگریستن، خلاقانه فکر کردن، محدودیت‌های فکری را کنار زدن

      لغات هم‌خانواده think

      noun
      think, rethink, thinker, thinking
      adjective
      thinkable, thinking
      verb - transitive
      think, rethink
      adverb
      unthinkingly

      سوال‌های رایج think

      گذشته‌ی ساده think چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده think در زبان انگلیسی thought است.

      شکل سوم think چی میشه؟

      شکل سوم think در زبان انگلیسی thought است.

      شکل جمع think چی میشه؟

      شکل جمع think در زبان انگلیسی thinks است.

      وجه وصفی حال think چی میشه؟

      وجه وصفی حال think در زبان انگلیسی thinking است.

      سوم‌شخص مفرد think چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد think در زبان انگلیسی thinks است.

      ارجاع به لغت think

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «think» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/think

      لغات نزدیک think

      • - thingummy
      • - thingy
      • - think
      • - think (all) the world of
      • - think about
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.