آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ آذر ۱۴۰۲

      Realize

      ˈrɪəlaɪz ˈrɪəlaɪz

      سوم‌شخص مفرد:

      realizes

      وجه وصفی حال:

      realizing

      توضیحات:

      حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی realise است.

      معنی realize | جمله با realize

      verb - transitive B1

      درک کردن، فهمیدن، دریافتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      I realized my danger.

      از خطری که با آن مواجه بودم آگاه شدم.

      I hardly realized what was happening.

      درست نفهمیدم چه شد.

      verb - transitive

      تحقق بخشیدن، به انجام رساندن، به نتیجه رساندن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      At last the project was realized.

      بالأخره آن طرح محقق شد.

      John realized his childhood dream of becoming a brain surgeon.

      جان به رؤیای ایام کودکی خود درباره‌ی جراح مغز شدن جامه‌ی عمل پوشاند.

      verb - transitive

      به دست آوردن، نقد کردن

      realized assets

      اموال نقد شده

      to realize a huge profit

      سود هنگفتی به دست آوردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد realize

      1. verb appreciate, become aware of
        Synonyms:
        understand know get recognize apprehend grasp comprehend see conceive imagine envision think discern visualize envision catch fancy catch on get the idea get the picture take in become aware of image get it become conscious of see daylight get through one's head feature
        Antonyms:
        ignore neglect
      1. verb accomplish
        Synonyms:
        do perform complete fulfill carry out achieve effect bring about execute finish discharge conclude consummate actualize bring off carry through bring to fruition effectuate make happen make good materialize perfect reify make concrete corporealize
        Antonyms:
        fail
      1. verb gain, earn
        Synonyms:
        get earn win make acquire attain achieve obtain produce receive score net take in bring in reach go for accomplish rack up sell for make a profit clear
        Antonyms:
        lose

      لغات هم‌خانواده realize

      noun
      realism, realist, reality, unreality, realization
      adjective
      real, unreal, realistic, realized
      verb - transitive
      realize
      adverb
      real, really, realistically

      سوال‌های رایج realize

      وجه وصفی حال realize چی میشه؟

      وجه وصفی حال realize در زبان انگلیسی realizing است.

      سوم‌شخص مفرد realize چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد realize در زبان انگلیسی realizes است.

      ارجاع به لغت realize

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «realize» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/realize

      لغات نزدیک realize

      • - realizable
      • - realization
      • - realize
      • - realized
      • - realizer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.