Realization

ˌriːələˈzeɪʃn ˌrɪəlaɪˈzeɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    realizations

معنی‌ها

C1
تحقق، فهم

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
ادراک، درک، تحقق، تفهیم
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد realization

  1. noun achievement
    Synonyms:
    accomplishment fulfillment realisation understanding recognition fruition culmination effectuation consummation awareness awakening materialization
  1. noun comprehension
    Synonyms:
    understanding recognition realisation interpretation consciousness cognizance reading execution performance rendering rendition
  1. noun the condition of being in full force or operation
    Synonyms:
    being effect realisation actualization actualisation materialization

لغات هم‌خانواده realization

ارجاع به لغت realization

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «realization» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/realization

لغات نزدیک realization

پیشنهاد بهبود معانی