آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Suppose

      səˈpoʊz səˈpəʊz

      گذشته‌ی ساده:

      supposed

      شکل سوم:

      supposed

      سوم‌شخص مفرد:

      supposes

      وجه وصفی حال:

      supposing

      معنی suppose | جمله با suppose

      verb - transitive verb - intransitive A2

      خیال کردن، گمان کردن، حدس زدن، فکر کردن، انگاشتن، پنداشتن، تصور کردن، به ذهن (کسی) خطور کردن که

      I don't suppose that...

      تردیدی ندارم که…، یقین دارم که…

      be supposed to do something

      قرار بودن که، بنا بودن که، موظف بودن که، (محاوره) مجاز بودن که، حق داشتن که، اجازه داشتن که

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Suppose you want to borrow money from me again!

      مثل اینکه می‌خواهی باز هم از من پول قرض کنی!

      Suppose we go for a swim?

      برویم شنا، با شنا چطوری؟

      verb - transitive

      قبول کردن، پذیرفتن، فرض کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Suppose the news is true, what then?

      به فرض که این خبر راست باشد؛ بعدش چی؟/ قبول که این خبر راست باشد؛ بعدش چی؟/ گیرم که این خبر راست باشد؛ بعدش چی؟

      verb - transitive

      مستلزم (چیزی) بودن، ایجاب کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد suppose

      1. verb assume, guess
        Synonyms:
        think guess imagine presume expect surmise suspect hypothesize speculate conjecture estimate infer judge deem opine posit presuppose take for granted pretend figure divine theorize hazard a guess guesstimate dare-say understand admit accept grant predicate calculate dream cook up go out on a limb spark take brainstorm
        Antonyms:
        know calculate measure
      1. verb believe
        Synonyms:
        think consider imagine expect assume feel reckon judge understand view suspect conclude gather regard deem fancy conjecture hypothesize postulate pretend dream have a hunch take conceive swear by have sneaking suspicion be afraid take stock in take as gospel truth
        Antonyms:
        know disbelieve

      لغات هم‌خانواده suppose

      noun
      supposition, presupposition
      adjective
      supposed
      verb - transitive
      suppose, presuppose
      adverb
      supposedly

      سوال‌های رایج suppose

      گذشته‌ی ساده suppose چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده suppose در زبان انگلیسی supposed است.

      شکل سوم suppose چی میشه؟

      شکل سوم suppose در زبان انگلیسی supposed است.

      وجه وصفی حال suppose چی میشه؟

      وجه وصفی حال suppose در زبان انگلیسی supposing است.

      سوم‌شخص مفرد suppose چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد suppose در زبان انگلیسی supposes است.

      ارجاع به لغت suppose

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «suppose» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/suppose

      لغات نزدیک suppose

      • - supposably
      • - supposal
      • - suppose
      • - supposed
      • - supposedly
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.