Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Presume

      prɪˈzuːm prɪˈzjuːm

      وجه وصفی حال:

      presuming

      معنی presume | جمله با presume

      verb - transitive C1

      جرات کردن، شهامت داشتن، به خود اجازه دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      How can you presume to give me orders!

      چطور به خودت اجازه می‌دهی به من دستور بدهی!

      I did not presume to call her by her first name.

      به خود اجازه ندادم او را به اسم کوچک صدا بزنم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Why are you so late, if I may presume?

      اگر جسارت نباشد، چرا این‌قدر دیر کرده‌اید؟

      verb - transitive verb - intransitive

      فرض کردن، مسلم دانستن، احتمال کلی دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      a village which was presumed to be under Vietcong control

      دهکده‌ای که تصور می‌شد تحت کنترل ویتکنگ‌ها باشد

      The accused is missing and presumed dead.

      متهم مفقود شده است و احتمال می‌رود که مرده باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      An individual is presumed innocent unless the opposite is proven.

      هر فرد بی‌گناه فرض می‌شود، مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.

      If he doesn't show up, I'll presume he is not interested in buying the house.

      اگر نیاید چنین خواهم انگاشت که به خرید خانه علاقه ندارد.

      to presume on someone's friendship

      زیادی روی دوستی کسی حساب کردن

      verb - transitive

      اشاره کردن، رساندن، دلالت ضمنی کردن بر

      A signed invoice presumes receipt of goods.

      بارنامه‌ی امضا‌شده نشانه‌ی دریافت کالا است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد presume

      1. verb make assumption; believe
        Synonyms:
        think assume suppose guess imagine conclude infer speculate surmise consider believe trust rely depend count on bank on take for granted figure gather take it predicate postulate posit premise presuppose conjecture pretend jump the gun be afraid
        Antonyms:
        disbelieve
      1. verb dare; take the liberty
        Synonyms:
        dare venture undertake make bold intrude infringe impose have the audacity go so far
        Antonyms:
        abstain

      لغات هم‌خانواده presume

      noun
      presumption
      verb - transitive
      presume
      adverb
      presumably

      سوال‌های رایج presume

      وجه وصفی حال presume چی میشه؟

      وجه وصفی حال presume در زبان انگلیسی presuming است.

      ارجاع به لغت presume

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «presume» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/presume

      لغات نزدیک presume

      • - presumable
      • - presumably
      • - presume
      • - presuming
      • - presumption
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.