آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Predicate

      ˈpredɪkət ˈpredɪkət ˈpredɪkət ˈpredɪkət

      گذشته‌ی ساده:

      predicated

      شکل سوم:

      predicated

      سوم‌شخص مفرد:

      predicates

      وجه وصفی حال:

      predicating

      شکل جمع:

      predicates

      معنی predicate | جمله با predicate

      noun adjective adverb

      مسند، خبر، دلالت کردن

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست
      noun adjective adverb

      مسند، خبر، مسندی، خبری، خبر دادن، اطلاق کردن، به‌صورت مسند قرار دادن، مبتنی کردن، مستند کردن، گزاره

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      to predicate the truth of somebody's claims

      صداقت ادعاهای کسی را مورد تأکید قرار دادن

      It predicates man's intelligence.

      این دال بر عقل بشر است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Her proposal was predicated on the assumption that the country's economy will expand.

      پیشنهاد او بر این فرض مبتنی بود که اقتصاد کشور گسترش خواهد یافت.

      subject and predicate

      مبتدا و خبر

      predicate adjective

      صفت گزارهای

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد predicate

      1. verb to provide a basis for
        Synonyms:
        establish base ground found build rest root underpin
      1. noun one of the two main constituents of a sentence; the predicate contains the verb and its complements
        Synonyms:
        verb word verb-phrase verbal phrase part-of-speech
      1. verb involve as a necessary condition of consequence; as in logic
        Synonyms:
        imply state declare affirm assert profess establish base signify connote aver proclaim rest

      سوال‌های رایج predicate

      گذشته‌ی ساده predicate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده predicate در زبان انگلیسی predicated است.

      شکل سوم predicate چی میشه؟

      شکل سوم predicate در زبان انگلیسی predicated است.

      شکل جمع predicate چی میشه؟

      شکل جمع predicate در زبان انگلیسی predicates است.

      وجه وصفی حال predicate چی میشه؟

      وجه وصفی حال predicate در زبان انگلیسی predicating است.

      سوم‌شخص مفرد predicate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد predicate در زبان انگلیسی predicates است.

      ارجاع به لغت predicate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «predicate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/predicate

      لغات نزدیک predicate

      • - predicament
      • - predicant
      • - predicate
      • - predication
      • - predicative
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.