Take It

آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

idiom
قبول کردن، پذیرفتن مسئولیت، زیر بار مسئولیت رفتن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
- I'll take it on your say-so.
- حرفت را قبول می‌کنم.
- I'll get you started, and you take it from there.
- در شروع کار کمکت می‌کنم؛ از آنجا به بعد مسئولیتش با توست.
idiom
فرض کردن، گمان کردن
- I take it that you didn't get my message.
- گمان می‌کنم پیامم را دریافت نکردید.
- I take it that you're not interested.
- گمان می‌کنم علاقه‌ای به این موضوع نداری.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد take it

  1. verb accept, endure
    Synonyms:
    tolerate take suffer endure bear with put up with stomach live with go along with submit to agree acknowledge stand for swallow take one’s medicine face the music grin and bear it bite the bullet play the game take one’s lumps hang tough stick it out sit still for don’t make waves don’t rock the boat capitulate

Idioms

  • take it chin up

    آبروداری کردن، تحت شرایط سخت کار خود را انجام دادن

  • take it on the chin

    (امریکا - عامیانه) سخت شکست خوردن، سختی کشیدن

  • take it easy

    (عامیانه) 1- خودداری (از خشم یا خشونت یا شتاب و غیره)، مدارا کردن، (یا: مدارا کن!)، سخت نگیر!، ول کن بابا!، حالا که چیزی نشده!2- آرامیدن، دست نگه‌داشتن، سخت کار نکردن 3- (امریکا - عامیانه) خداحافظ!

  • take it or leave it

    همینه که هست (می‌خوای بخواه، نمی‌خوای نخواه) (می‌خوای قبول کن، می‌خوای رد کن)

ارجاع به لغت take it

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «take it» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/take-it

لغات نزدیک take it

پیشنهاد بهبود معانی