فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Take It

آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • idiom
    قبول کردن، پذیرفتن مسئولیت، زیر بار مسئولیت رفتن
    • - I'll take it on your say-so.
    • - حرفت را قبول می‌کنم.
    • - I'll get you started, and you take it from there.
    • - در شروع کار کمکت می‌کنم؛ از آنجا به بعد مسئولیتش با توست.
  • idiom
    فرض کردن، گمان کردن
    • - I take it that you didn't get my message.
    • - گمان می‌کنم پیامم را دریافت نکردید.
    • - I take it that you're not interested.
    • - گمان می‌کنم علاقه‌ای به این موضوع نداری.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد take it

  1. verb accept, endure
    Synonyms: acknowledge, agree, bear with, bite the bullet, capitulate, don’t make waves, don’t rock the boat, face the music, go along with, grin and bear it, hang tough, live with, play the game, put up with, sit still for, stand for, stick it out, stomach, submit to, suffer, swallow, take, take one’s lumps, take one’s medicine, tolerate

Idioms

  • take it chin up

    آبروداری کردن، تحت شرایط سخت کار خود را انجام دادن

  • take it on the chin

    (امریکا - عامیانه) سخت شکست خوردن، سختی کشیدن

  • take it easy

    (عامیانه) 1- خودداری (از خشم یا خشونت یا شتاب و غیره)، مدارا کردن، (یا: مدارا کن!)، سخت نگیر!، ول کن بابا!، حالا که چیزی نشده!2- آرامیدن، دست نگه‌داشتن، سخت کار نکردن 3- (امریکا - عامیانه) خداحافظ!

  • take it on the lam

    فرار کردن، به چاک زدن

  • take it or leave it

    همین که هست (می‌خواهی قبول کن، می‌خواهی رد کن)

ارجاع به لغت take it

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «take it» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/take-it

لغات نزدیک take it

پیشنهاد بهبود معانی