آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ آبان ۱۴۰۴

    Wellness

    ˈwelnəs ˈwelnəs

    معنی wellness | جمله با wellness

    noun uncountable

    سلامتی، تندرستی، عافیت، خوبی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    She prioritizes her wellness by practicing yoga daily.

    او سلامتی خود را با تمرین روزانه‌ی یوگا در اولویت قرار می‌دهد.

    The community center offers various programs focused on wellness.

    مرکز اجتماعی برنامه‌های مختلفی را با تمرکز بر تندرستی ارائه می‌دهد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wellness

    1. noun a healthy state of wellbeing free from disease
      Synonyms:
      health
      Antonyms:
      illness unwellness

    سوال‌های رایج wellness

    معنی wellness به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «wellness» در زبان فارسی به معنای «سلامت» یا «تندرستی» است.

    واژه‌ی wellness مفهومی فراتر از نبود بیماری را در بر می‌گیرد. در واقع، به حالتی از تعادل جسمی، روانی و اجتماعی گفته می‌شود که در آن فرد نه تنها از نظر بدنی سالم است، بلکه از لحاظ ذهنی و عاطفی نیز احساس آرامش، رضایت و انرژی می‌کند. این مفهوم در دوران معاصر، به‌ویژه با گسترش سبک زندگی سالم و آگاهی بیشتر از اهمیت سلامت روان، جایگاه ویژه‌ای یافته است.

    از دیدگاه علمی و پزشکی، wellness به معنای رویکردی فعال نسبت به سلامت است؛ یعنی فرد تنها منتظر درمان بیماری‌ها نمی‌ماند، بلکه با تغذیه‌ی مناسب، ورزش منظم، خواب کافی و مدیریت استرس، برای حفظ تندرستی خود تلاش می‌کند. این نگرش پیشگیرانه، بر خلاف درمان‌محوری سنتی، تأکید دارد که سلامت نتیجه‌ی انتخاب‌های روزانه و شیوه‌ی زندگی است، نه صرفاً نتیجه‌ی دارو یا درمان.

    از نظر روان‌شناختی، wellness پیوندی عمیق با آرامش ذهن، رضایت درونی و تعادل احساسی دارد. فردی که از تندرستی واقعی برخوردار است، توانایی مقابله با فشارهای روزمره را دارد، ارتباطات سالم برقرار می‌کند و از احساس هدفمندی در زندگی برخوردار است. در این معنا، سلامت روانی بخش جدایی‌ناپذیر از wellness به شمار می‌آید. به همین دلیل، امروزه مراکز «سلامت و تندرستی» تنها به ورزش یا تغذیه نمی‌پردازند، بلکه مدیتیشن، یوگا، مشاوره‌ی روانی و فعالیت‌های ذهن‌آرام را نیز در برنامه‌های خود می‌گنجانند.

    در حوزه‌ی فرهنگی و اجتماعی، wellness تبدیل به یک جنبش جهانی شده است. شرکت‌ها، مدارس و حتی دولت‌ها به اهمیت آن پی برده‌اند و برنامه‌هایی برای ارتقای سلامت کارکنان یا شهروندان اجرا می‌کنند. در این میان، صنعت عظیمی حول محور wellness شکل گرفته که شامل گردشگری سلامت، محصولات طبیعی، خدمات مشاوره‌ی تغذیه، و حتی فناوری‌های پوشیدنی برای پایش سلامت است. این نشان می‌دهد که مفهوم تندرستی به یکی از ارزش‌های اصلی زندگی مدرن بدل شده است.

    wellness نماد درک تازه‌ای از سلامت است — نگاهی که انسان را موجودی یکپارچه می‌بیند و سلامت او را در ارتباط با بدن، ذهن و روح معنا می‌کند. این واژه ما را به یاد می‌آورد که مراقبت از خود، تنها به معنای درمان بیماری نیست، بلکه سفری آگاهانه برای رسیدن به هماهنگی درونی و کیفیت بالای زندگی است.

    ارجاع به لغت wellness

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «wellness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/wellness

    لغات نزدیک wellness

    • - wellington
    • - wellington (boot)
    • - wellness
    • - wells
    • - wellspring
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.