Hang Tough

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

idiom
(عامیانه) همراهی نکردن، نرمش به خرج ندادن، سازش نکردن، سخت‌گیری کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد hang tough

  1. verb endure
    Synonyms:
    suffer bear take stand face go through withstand cope with put up with stomach weather live through brave swallow meet with live out ride out hang in there hang in keep up stick it out tough it out grin and bear it sit through bear the brunt stick in there never say die take it gut it out

ارجاع به لغت hang tough

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «hang tough» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hang-tough

لغات نزدیک hang tough

پیشنهاد بهبود معانی