آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • Idioms
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۷ مهر ۱۴۰۲

    Hang Up

    ˈhæŋˈəp hæŋʌp

    توضیحات:

    شکل نوشتاری این لغت در حالت اسم (Noun): hang-up

    معنی hang up | جمله با hang up

    phrasal verb verb - intransitive B1

    قطع کردن (تلفن)

    He got angry and decided to hang up on me in the middle of the conversation.

    او عصبانی شد و تصمیم گرفت وسط صحبت تلفن را به روی من قطع کند.

    I had to hang up the phone quickly.

    مجبور شدم تلفن را سریع قطع کنم.

    phrasal verb

    بوسیدن و کنار گذاشتن، به کلی ترک کردن، آویزان کردن (در مورد دست کشیدن از فعالیت یا حرفه)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    He finally decided to hang up his guitar and stop playing in the band.

    او سرانجام تصمیم گرفت که گیتار را ببوسد و کنار بگذارد و از نواختن در گروه دست بکشد.

    After years of playing soccer, Farhad Majidi decided to hang up his cleats and retire from the sport.

    فرهاد مجیدی پس از سال‌ها فوتبال بازی کردن، تصمیم گرفت کفش‌های خود را آویزان کند و از این ورزش کناره‌گیری کند.

    noun countable informal

    اختلال، مشکل، گرفتاری، وسواس (ذهنی یا عاطفی)

    My biggest hang-up in life is my fear of public speaking.

    بزرگ‌ترین مشکل من در زندگی ترس از سخنرانی در جمع است.

    It's important to address and work through any sexual hang-ups in order to have a healthy and fulfilling sex life.

    برای داشتن یک زندگی جنسی سالم و رضایت‌بخش، مهم است که هرگونه اختلال جنسی را مورد بررسی قرار داده و روی آن کار کنید.

    phrasal verb verb - transitive

    آویزان کردن، آویختن (لباس و غیره)

    She hung up her dress carefully in the closet to keep it from wrinkling.

    لباسش را با احتیاط در کمد آویزان کرد تا چروک نشود.

    I always hang up my coat on the rack by the door when I come home.

    همیشه وقتی به خانه می‌آیم کتم را روی چنگک جالباسی کنار در آویزان می‌کنم.

    phrasal verb

    به تأخیر افتادن، به تعویق افتادن، معوق شدن

    The project was hung up because the team couldn't agree on a design.

    پروژه به تأخیر افتاد؛ زیرا تیم نتوانست روی طرح به توافق برسد.

    The negotiations between the two companies were hung up over disagreements on pricing.

    مذاکرات بین دو شرکت به دلیل اختلاف در قیمت‌گذاری به تعویق افتاد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    Idioms

    hang up one's spikes

    (به‌ویژه از ورزش حرفه‌ای) بازنشسته شدن، کناره گرفتن

    hang up one's hat

    دست از کار کشیدن، (از شغل) کناره گرفتن

    ارجاع به لغت hang up

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «hang up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hang-up-2

    لغات نزدیک hang up

    • - hang together
    • - hang tough
    • - hang up
    • - hang up one's hat
    • - hang up one's spikes
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    take a picture faceless fail an exam faintly ridiculous impossibly fairing fall into rota fallacious falter familiar feet feisty foray fenugreek محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.