Tolerate

ˈtɑːləreɪt ˈtɒləreɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    tolerated
  • شکل سوم:

    tolerated
  • سوم‌شخص مفرد:

    tolerates
  • وجه وصفی حال:

    tolerating

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

verb - transitive B2
مدارا کردن، رواداری کردن، بردباری کردن، لوطی‌گری کردن، شکیبایی کردن، جایز شمردن، رواداشتن، کاوستن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- in a democracy, various political views are tolerated.
- در یک دمکراسی عقاید مختلف سیاسی جایز شمرده می‌شود.
- The teacher does not tolerate eating on the class.
- معلم با خوراکی خوردن سر کلاس مدارا نمی‌کند.
verb - transitive
تحمل کردن، تاب آوردن، تاب تحمل (چیزی را) داشتن، تاویدن
- I can no longer tolerate your strange behaviour.
- دیگر تاب تحمل رفتار عجیب و غریب شما را ندارم.
verb - transitive
پزشکی نسبت به چیزی حساسیت نداشتن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

مشاهده
- some people cannot tolerate penicillin.
- برخی مردم نسبت به پنی‌سیلین حساسیت دارند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد tolerate

  1. verb allow, indulge
    Synonyms:
    permit authorize accept admit consent to receive bear stand endure suffer go have take brook tolerate put up with countenance live with abide condone indulge sanction stomach sustain submit to go along with stand for bear with pocket swallow tough out undergo sit still for sit and take it stay the course humor blink at wink at hear string along
    Antonyms:
    disapprove stop disallow check halt veto

ارجاع به لغت tolerate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «tolerate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tolerate

لغات نزدیک tolerate

پیشنهاد بهبود معانی