آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ فروردین ۱۴۰۴

      Undergo

      ˌʌndərˈɡoʊ ˌʌndəˈɡəʊ

      گذشته‌ی ساده:

      underwent

      شکل سوم:

      undergone

      سوم‌شخص مفرد:

      undergoes

      وجه وصفی حال:

      undergoing

      معنی undergo | جمله با undergo

      verb - transitive C1

      دستخوش شدن، متحمل شدن، تن دادن، از سر گذراندن، تحت چیزی قرار گرفتن، زیر بار چیزی رفتن

      The project underwent several revisions before final approval.

      قبل‌از تأیید نهایی، پروژه چندین بازنگری را از سر گذراند.

      He is undergoing treatment for his back pain.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The city has undergone major changes in the last decade.

      این شهر در دهه‌ی گذشته، دستخوش تغییرات بزرگی شده است.

      to undergo many hardships

      مشقات زیادی را متحمل شدن

      undergo a transformation

      دستخوش تغییر شدن

      verb - transitive

      قدیمی متعهد شدن، متقبل شدن، بر عهده گرفتن، مشارکت کردن، انجام دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      To become a knight, one had to undergo a strict code of training and conduct.

      برای شوالیه شدن، فرد باید بر راه‌و‌رسم سختگیرانه‌ی آموزشی و رفتاری پیروی متعهد می‌شد.

      He agreed to undergo the mission despite the risks involved.

      باوجود خطراتی که داشت، او پذیرفت که این مأموریت را بر عهده بگیرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد undergo

      1. verb be subjected to
        Synonyms:
        experience go through have suffer endure feel meet with bear see encounter tolerate withstand bear up put up with stand abide support sustain submit to know yield bow defer share weather
        Antonyms:
        do execute commit

      Collocations

      undergo a revival

      احیا شدن، دوباره رواج یافتن

      undergo a transformation

      دستخوش تحول شدن، متحمل دگرگونی شدن

      سوال‌های رایج undergo

      گذشته‌ی ساده undergo چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده undergo در زبان انگلیسی underwent است.

      شکل سوم undergo چی میشه؟

      شکل سوم undergo در زبان انگلیسی undergone است.

      وجه وصفی حال undergo چی میشه؟

      وجه وصفی حال undergo در زبان انگلیسی undergoing است.

      سوم‌شخص مفرد undergo چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد undergo در زبان انگلیسی undergoes است.

      ارجاع به لغت undergo

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «undergo» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/undergo

      لغات نزدیک undergo

      • - undergird
      • - underglaze
      • - undergo
      • - undergo a revival
      • - undergo a transformation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.