آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ اسفند ۱۴۰۳

      Abide

      əˈbaɪd əˈbaɪd

      گذشته‌ی ساده:

      abided

      شکل سوم:

      abided

      سوم‌شخص مفرد:

      abides

      وجه وصفی حال:

      abiding

      معنی abide | جمله با abide

      adverb verb - intransitive verb - transitive

      ایستادگی کردن، پایدارماندن، ماندن، ساکن شدن، منزل کردن، ایستادن، منتظر شدن، وفا کردن، تاب آوردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      That memory will abide in my mind forever.

      آن خاطره همیشه در ذهنم خواهد ماند.

      I could not abide her any more.

      دیگر نمی‌توانستم او را تحمل کنم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We shall abide till the battle is won.

      تا هنگام پیروزی در نبرد (در اینجا) خواهیم ماند.

      Akbar abided by his promise.

      اکبر به قول خود وفا کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد abide

      1. verb submit to, put up with
        Synonyms:
        accept tolerate bear endure suffer stand put up with live with take receive consent concede acknowledge defer stomach swallow withstand bear with stand for be big about hang in there hang in hang tough
        Antonyms:
        reject resist despise quit shun dispute pass
      1. verb live in a certain place
        Synonyms:
        live reside stay dwell inhabit settle lodge room hang out bunk squat perch nest roost bunk out crash
        Antonyms:
        leave go move depart migrate reject resist
      1. verb remain or continue in a state
        Synonyms:
        remain continue last endure keep on persist persevere survive
        Antonyms:
        stop quit leave refuse
      1. verb stop temporarily and wait for
        Synonyms:
        wait stop pause stay rest linger remain expect anticipate bide tarry stick around sojourn
        Antonyms:
        continue go move carry on

      Phrasal verbs

      abide by

      به وعده وفا کردن، به قول خود عمل کردن

      پیروی کردن از، گردن نهادن به، اطاعت کردن

      سوال‌های رایج abide

      گذشته‌ی ساده abide چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده abide در زبان انگلیسی abided است.

      شکل سوم abide چی میشه؟

      شکل سوم abide در زبان انگلیسی abided است.

      وجه وصفی حال abide چی میشه؟

      وجه وصفی حال abide در زبان انگلیسی abiding است.

      سوم‌شخص مفرد abide چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد abide در زبان انگلیسی abides است.

      ارجاع به لغت abide

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «abide» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/abide

      لغات نزدیک abide

      • - abhorrer
      • - abidance
      • - abide
      • - abide by
      • - abide by a decision
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.