آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ شهریور ۱۴۰۴

      Linger

      ˈlɪŋɡər ˈlɪŋɡə

      گذشته‌ی ساده:

      lingered

      شکل سوم:

      lingered

      سوم‌شخص مفرد:

      lingers

      وجه وصفی حال:

      lingering

      معنی linger | جمله با linger

      verb - intransitive C2

      درنگ کردن، تأخیر کردن، ماندن، مردد بودن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      He said goodbye, but lingered at the door and continued talking.

      او خداحافظی کرد؛ ولی جلو در ماند و به حرف زدن ادامه داد.

      The pain lingered on for weeks.

      درد هفته‌ها ادامه یافت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The old man lingered several months after his stroke.

      بعد از سکته‌ی مغزی پیرمرد چندین ماه با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد.

      After school, children are not allowed to linger around school.

      بعد از مدرسه بچه‌ها حق ندارند در اطراف دبستان پرسه بزنند.

      Winter lingered on and on!

      زمستان خیال رفتن نداشت!

      Some old customs still linger.

      برخی از رسوم قدیمی هنوز هم ادامه دارند.

      He lingered in paying his debts.

      در پرداخت دیون خود طفره می‌رفت.

      I saw her lingering homeward.

      او را دیدم که سلانه‌سلانه به خانه می‌رفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد linger

      1. verb loiter, delay
        Synonyms:
        wait stay delay hang around remain stop tarry idle dally dawdle procrastinate shuffle stroll amble saunter loll trail trudge plod mosey drift crawl lumber poke hobble totter stagger lag hesitate vacillate falter put off goof off fool around hang out sit around wait around take one’s time be tardy be dilatory be long tool traipse fritter away putter dillydally trifle
        Antonyms:
        go leave hurry rush
      1. verb continue, endure
        Synonyms:
        remain stay last persist endure survive stand abide hang on stick around cling bide wait
        Antonyms:
        stop halt

      سوال‌های رایج linger

      گذشته‌ی ساده linger چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده linger در زبان انگلیسی lingered است.

      شکل سوم linger چی میشه؟

      شکل سوم linger در زبان انگلیسی lingered است.

      وجه وصفی حال linger چی میشه؟

      وجه وصفی حال linger در زبان انگلیسی lingering است.

      سوم‌شخص مفرد linger چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد linger در زبان انگلیسی lingers است.

      ارجاع به لغت linger

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «linger» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/linger

      لغات نزدیک linger

      • - lingam
      • - lingcod
      • - linger
      • - lingerer
      • - lingerie
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.