آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۴

      تاثیر به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / ta'sir /

      effect, impression, influence, impact, impressiveness, efficacy, effectiveness, avail, action, potency, force, portent, imprint, play, reaction, power, punch

      effect

      impression

      influence

      impact

      impressiveness

      efficacy

      effectiveness

      avail

      action

      potency

      force

      portent

      imprint

      play

      reaction

      power

      punch

      اثر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      تاثیر موذیانه

      insidious influence

      محققان درحال بررسی راه‌هایی برای کنترل جمعیت شته‌ی مو و به حداقل رساندن تاثیر آن بر تاکستان‌ها هستند.

      Researchers are studying ways to control the grape-hopper population and minimize its impact on vineyards.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      هوش ماشین همه را تحت تاثیر قرار داده بود.

      Everyone was impressed by the cleverness of the machine.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد تاثیر

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اثر اثربخشی اثرگذاری
      مترادف:
      واکنش فعل‌وانفعال
      مترادف:
      افاقه نتیجه
      مترادف:
      اعتبار اهمیت نفوذ رسوخ قدرت گیرایی
      مترادف:
      اثر کردن اثر گذاشتن
      مترادف:
      نفوذ کردن
      مترادف:
      کاراشدن کارگر شدن

      سوال‌های رایج تاثیر

      تأثیر به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «تأثیر» در زبان انگلیسی به impact یا influence ترجمه می‌شود.

      واژه «تأثیر» به معنای اثر یا نتیجه‌ای است که از یک عامل خاص بر چیزی یا کسی وارد می‌شود. این کلمه معمولاً برای بیان تغییرات یا نتایج ناشی از یک رویداد، عمل، یا پدیده به کار می‌رود. تأثیر می‌تواند مثبت، منفی، یا خنثی باشد و در زمینه‌های مختلف مانند روابط انسانی، علوم، اقتصاد، هنر، سیاست، و روان‌شناسی مورد استفاده قرار گیرد.

      برای مثال، تأثیر یک تصمیم در زندگی فردی می‌تواند در شکل‌گیری مسیر آینده آن فرد نقش داشته باشد. همچنین، تأثیرات اجتماعی، فرهنگی، یا محیطی می‌توانند تغییرات اساسی در جوامع یا گروه‌ها ایجاد کنند. در سیاست، تأثیر یک قانون یا اصلاحات می‌تواند بر زندگی مردم و روند اجتماعی تاثیرگذار باشد.

      در روان‌شناسی، «تأثیر» معمولاً به‌عنوان نیرویی بیرونی که روی تفکرات، احساسات، یا رفتارهای فردی اثر می‌گذارد، در نظر گرفته می‌شود. به‌عنوان مثال، ممکن است گفته شود که یک تجربه خاص یا یک شخص می‌تواند تأثیرات عمیقی بر شخصیت فرد بگذارد.

      واژه «تأثیر» مفهوم گسترده‌ای دارد که به هر نوع اثری که از یک عامل یا رویداد بر چیزی وارد می‌شود اشاره دارد و در دنیای واقعی، تأثیرات می‌توانند در سطوح مختلف، از فردی تا جهانی، مشاهده شوند.

      ارجاع به لغت تاثیر

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «تاثیر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تاثیر

      لغات نزدیک تاثیر

      • - تاثرانگیز
      • - تاثرناپذیر
      • - تاثیر
      • - تاثیر بعدی
      • - تاثیر پذیر
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      technical foul triple team litter we'd cultivate molding intuitive adjunct drastically putative be short of something ballhandler vegetable jab step hook shot اسپانیایی سرسری معاند استیضاح تحویل بی‌شرف پاینده پهلوی ضحاک قساوت حرفه‌ای جمهوری دایر دلتا مرقد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.