در آتش، درحال سوختن، دچار آتشسوزی شده، طعمهی حریق شده
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی متوسط
The factory was on fire for several hours before the flames were controlled.
کارخانه برای چندین ساعت طعمهی حریق شده بود تا سرانجام آتش مهار شد.
When the firefighters arrived, the warehouse was already on fire.
وقتی آتشنشانان رسیدند، انبار از قبل در آتش بود.
پزشکی سوختن، احساس سوزش داشتن، درد کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Her eyes were on fire from the smoke in the room.
چشمانش بهخاطر دود داخل اتاق دچار سوزش شدید شده بود.
By the end of the run, his legs were on fire.
در پایان دویدن، پاهایش درد میکرد.
عالی کار کردن، فوقالعاده ظاهر شدن، روی فرم بودن، درخشان عمل کردن، محشر کار کردن، بینقص بودن، شاهکار کردن، ترکاندن
During the match, the striker was on fire and scored three goals.
درطول مسابقه، مهاجم روی فرم بود و سه گل به ثمر رساند.
The pianist was on fire during the concert and impressed everyone.
پیانیست درطول کنسرت درخشان عمل کرد و همه را تحتتأثیر قرار داد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «on fire» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/on-fire