خردهریزها، قطعات، تکههای ریز
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
During the storm, the glass windows were blown to smithereens.
درطول طوفان، شیشههای پنجره تکهتکه شدند.
He smashed the old radio to smithereens in frustration.
او رادیوی قدیمی را از سر عصبانیت به خردوخاکشیر کرد.
to blow into smithereens
خرد و خاکشیر کردن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «smithereens» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/smithereens