صفت تفضیلی:
more typicalصفت عالی:
most typicalعادی، معمولی، رایج، بارز
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
That kind of reaction is typical of children at that age.
این نوع واکنش، در کودکان آن سن، رایج است.
This dish is very typical of northern Iranian cuisine.
این غذا در آشپزی شمال ایران، معمول است.
a typical summer day
یک روز تابستانی عادی
همیشگی، قابل انتظار، عادی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
That kind of mistake is typical of him.
این نوع اشتباه، کار همیشگی اوست.
It was typical of her to forget the meeting again.
قابل انتظار بود که دوباره جلسه را فراموش کند.
صفت تفضیلی typical در زبان انگلیسی more typical است.
صفت عالی typical در زبان انگلیسی most typical است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «typical» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/typical