آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Commonplace

      ˈkɑːmənpleɪs ˈkɒmənpleɪs

      گذشته‌ی ساده:

      commonplaced

      شکل سوم:

      commonplaced

      سوم‌شخص مفرد:

      commonplaces

      وجه وصفی حال:

      commonplacing

      شکل جمع:

      commonplaces

      صفت تفضیلی:

      more commonplace

      صفت عالی:

      most commonplace

      معنی commonplace | جمله با commonplace

      noun adjective

      پیش پا افتاده، معمولی، مبتذل، همه‌جایی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      Jet travel is now a commonplace.

      سفر با (هواپیمای) جت این روزها عادی است.

      It is a commonplace that honey is sweet.

      پرواضح است که عسل شیرین است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد commonplace

      1. adjective usual, everyday
        Synonyms:
        usual ordinary common typical familiar normal customary widespread everyday conventional natural obvious mundane humdrum run-of-the-mill mediocre middling prosaic unexceptional uneventful uninteresting workaday garden variety pedestrian trite stale hackneyed worn-out stereotyped clichéd colorless unnoteworthy prevalent vanilla mainstream dime-a-dozen threadbare characterless matter-of-course familiar tune boiler plate corny starch lowly plebeian
        Antonyms:
        unusual rare exceptional uncommon infrequent peculiar
      1. noun clichéd saying or idea
        Synonyms:
        cliché stereotype truism platitude bromide motto tag chestnut banality shallowness triviality inanity prose prosaism prosaicism triteness corn rubber stamp shibboleth

      سوال‌های رایج commonplace

      گذشته‌ی ساده commonplace چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده commonplace در زبان انگلیسی commonplaced است.

      شکل سوم commonplace چی میشه؟

      شکل سوم commonplace در زبان انگلیسی commonplaced است.

      شکل جمع commonplace چی میشه؟

      شکل جمع commonplace در زبان انگلیسی commonplaces است.

      وجه وصفی حال commonplace چی میشه؟

      وجه وصفی حال commonplace در زبان انگلیسی commonplacing است.

      سوم‌شخص مفرد commonplace چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد commonplace در زبان انگلیسی commonplaces است.

      صفت تفضیلی commonplace چی میشه؟

      صفت تفضیلی commonplace در زبان انگلیسی more commonplace است.

      صفت عالی commonplace چی میشه؟

      صفت عالی commonplace در زبان انگلیسی most commonplace است.

      ارجاع به لغت commonplace

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «commonplace» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/commonplace

      لغات نزدیک commonplace

      • - commonlaw
      • - commonly
      • - commonplace
      • - commonplace book
      • - commons
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.