پیشپاافتادگی، خیلی معمولی بودن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The movie was criticized for its banality and lack of originality.
فیلم به خاطر پیش پا افتادگی و نبود نوآوری مورد انتقاد قرار گرفت.
I got bored because the conversation was full of banality.
من خسته شدم چون گفتگو پر از چیزهای پیش پا افتاده بود.
She wanted to escape the banality of her repetitive job.
او میخواست از یکنواختی و کلیشهای بودن شغل تکراریاش فرار کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «banality» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/banality