Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ بهمن ۱۴۰۳

      Usual

      ˈjuːʒuəl / / ˈjuːʒl ˈjuːʒuəl / / ˈjuːʒl ˈjuːʒuəl / / ˈjuːʒl

      صفت تفضیلی:

      more usual

      صفت عالی:

      most usual

      معنی usual | جمله با usual

      adjective A2

      همیشگی، معمول، عادی، مرسوم، متداول

      He didn't sit in his usual place.

      او در جای همیشگی خود ننشست.

      Amongst them it was usual to marry very young.

      در میان آن‌ها معمول بود که خیلی جوان ازدواج کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His is late as usual.

      مثل همیشه دیر کرده است.

      this animal's usual food

      غذای همیشگی حیوان

      his usual answer

      پاسخ عادی او

      noun informal

      نوشیدنی همیشگی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      He ordered his usual as soon as he sat down at the cafe'.

      به‌محض اینکه در کافه نشست، نوشیدنی همیشگی خود را سفارش داد.

      I love to try new drinks, but sometimes I just stick to my usual.

      من دوست دارم نوشیدنی‌های جدید را امتحان کنم، اما گاهی اوقات فقط نوشیدنی همیشگی خود را می‌نوشم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد usual

      1. adjective common, typical
        Synonyms:
        ordinary typical normal standard general frequent regular familiar accepted expected average current prevailing routine customary habitual everyday constant wonted garden variety commonplace stock run-of-the-mill matter-of-course unremarkable workaday mainstream chronic rife conventional quotidian plain cut-and-dried vanilla so-so typic grind plastic white-bread
        Antonyms:
        unusual uncommon atypical abnormal irregular

      Collocations

      as usual

      طبق معمول، مثل همیشه

      سوال‌های رایج usual

      صفت تفضیلی usual چی میشه؟

      صفت تفضیلی usual در زبان انگلیسی more usual است.

      صفت عالی usual چی میشه؟

      صفت عالی usual در زبان انگلیسی most usual است.

      ارجاع به لغت usual

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «usual» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/usual

      لغات نزدیک usual

      • - ustulation
      • - usu
      • - usual
      • - usually
      • - usufruct
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.