آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Classic

      ˈklæsɪk ˈklæsɪk

      شکل جمع:

      classics

      صفت تفضیلی:

      more classic

      صفت عالی:

      most classic

      معنی classic | جمله با classic

      adjective B2

      اصیل، شناخته شده، باستانی، کلاسیک

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      The Kentucky Derby is a racing classic.

      مسابقه‌ی اسب‌دوانی کنتاکی دربی در نوع خود معروف است.

      adjective

      عالی، (در رده‌ی خود) بهترین، (بهترین) نمونه، موثق‌ترین، برجسته، مطابق بهترین نمونه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The poem is a classic example of the Khorassani style.

      این شعر نمونه‌ی برجسته‌ای از سبک خراسانی است.

      adjective

      (در مورد لباس) ساده و از مد نیافتادنی، همیشه مقبول

      adjective

      (هنرمند یا نویسنده یا اثر هنری و ادبی) معروف و خوب و موثق

      noun

      ادبیات باستانی یونان و روم، باستانی، مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان

      She teaches classics.

      او آثار کلاسیک را تدریس می‌کند.

      Before the age of twenty, he had mastered the classics (of ancient Greece and Rome).

      پیش از بیست سالگی آثار یونان و روم باستان را خوب فرا گرفته بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد classic

      1. adjective characteristic, regular
        Synonyms:
        typical usual standard representative characteristic simple prototypical time-honored vintage prototypal
        Antonyms:
        uncharacteristic abnormal irregular
      1. noun model
        Synonyms:
        standard prototype paradigm exemplar chef d’oeuvre tour de force magnum opus
      1. adjective best, model
        Synonyms:
        top ideal perfect excellent superior fine model master champion famous prime standard ranking flawless top-notch first-rate distinguished definitive exemplary masterly vintage capital well-known consummate quintessential paradigmatic archetypal esthetic
        Antonyms:
        worst inferior

      سوال‌های رایج classic

      شکل جمع classic چی میشه؟

      شکل جمع classic در زبان انگلیسی classics است.

      صفت تفضیلی classic چی میشه؟

      صفت تفضیلی classic در زبان انگلیسی more classic است.

      صفت عالی classic چی میشه؟

      صفت عالی classic در زبان انگلیسی most classic است.

      ارجاع به لغت classic

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «classic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/classic

      لغات نزدیک classic

      • - class is held
      • - class struggle
      • - classic
      • - classic car
      • - classical
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.