گذشتهی ساده:
primedشکل سوم:
primedسومشخص مفرد:
primesوجه وصفی حال:
primingشکل جمع:
primesاول، عمده، نخست، اصلی، برجسته، بارز، کلیدی، محوری، مهم
Her prime motive was fame.
انگیزهی اصلی او شهرت بود.
Education is a prime concern for the government this year.
آموزش، نگرانی عمدهی دولت در سال جاری است.
prime minister
نخستوزیر
a prime advantage
مزیت اساسی
درجهیک، عالی، ممتاز، برتر، باکیفیت، مرغوب، ناب، بینظیر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The chef uses only prime ingredients for his dishes.
سرآشپز فقط از مواد درجهیک برای غذاهایش استفاده میکند.
She bought a prime piece of land for building her house.
او، قطعهزمینی عالی برای ساخت خانهاش خریداری کرد.
prime beef
گوشت گاو مرغوب
a prime site for building
محل عالی برای ساختمان
ریاضی اول (عدد غیرقابل تقسیم بهجز بر خودش و یک)
15 is not a prime number because it can be divided by 3 and 5.
۱۵، عدد اول نیست چون میتوان آن را بر ۳ و ۵ تقسیم کرد.
Prime numbers play an important role in cryptography.
اعداد اول نقش مهمی در رمزنگاری دارند.
prime divisor
مقسومٌعلیه اول
prime factor
عامل اول
prime number
عدد اول
اوج زندگی، بهترین دوران زندگی، دوران شکوفایی، دوران اوج، دوران طلایی
The company was in its prime during the 1990s, experiencing rapid growth.
شرکت در دههی ۱۹۹۰ در دوران اوج خود بود و رشد سریعی را تجربه کرد.
Athletes often reach their prime in their twenties or early thirties.
ورزشکاران اغلب در بیست یا اوایل سی سالگی به اوج خود میرسند.
She is past her prime.
او دیگر جوان نیست.
a soprano in her prime
خوانندهی سوپرانو در اوج هنری خود
the prime of the year
بهار (بهار سال)
زبانشناسی نماد پریم (علامت ' )
Angles are often measured in degrees, minutes, and seconds using the prime symbol.
زاویهها اغلب با استفاده از علامت پریم در درجه، دقیقه و ثانیه اندازهگیری میشوند.
The derivative of f(x) is written as f′(x) using a prime.
مشتق تابع f(x) با استفاده از نماد پریم به صورت f′(x) نوشته میشود.
ریاضی عدد اول
A prime number has exactly two divisors: 1 and itself.
عدد اول دقیقاً دو مقسومعلیه دارد: ۱ و خود عدد.
Students often learn to identify prime numbers in early math classes.
دانشآموزان اغلب در کلاسهای ابتدایی ریاضی، اعداد اول را شناسایی میکنند.
از قبل تعلیم دادن، آماده کردن، مطلع کردن، خبر دادن، توجیه کردن، مجهز ساختن
The witness had been primed about what to say.
به شاهد تعلیم داده بودند که چه بگوید.
The guide primed us before we entered the dangerous cave.
راهنما قبلاز ورود به غار خطرناک، ما را آماده کرد.
He primed the pump by pouring in water until the suction was established.
او آب در داخل تلمبه ریخت تا عمل مکیدن برقرار شود و تلمبه به کار بیفتد.
a team primed for a game
یک تیم که برای مسابقه آماده شده است
معماری آستر زدن (به چوب، قبلاز رنگکاری)
Before painting new wood, you must prime it.
قبلاز رنگ زدن چوب تازه، اول باید آن را آستر بزنی.
The carpenter primed all the wooden furniture before applying the final coat.
نجار قبلاز زدن رنگ نهایی، تمام مبلمان چوبی را آستر زد.
مسلح کردن، آمادهی شلیک کردن، آمادهی انفجار کردن، تفنگ را پرکردن
Investigators confirmed that the bomb had been primed but had not detonated.
بازپرسها تأیید کردند که بمب آمادهی انفجار شده بود اما منفجر نشده بود.
The guard refused to move forward until his gun was fully primed.
تا زمانی که اسلحهاش کاملاً مسلح نبود، نگهبان حاضر به جلو رفتن نشد.
to prime a dynamite
به دینامیت چاشنی گذاشتن
مظنون اصلی
تلویزیون در ساعات پربیننده
در اوج، در بهترین دوران، در شکوفایی، در دوران طلایی
گذشتهی ساده prime در زبان انگلیسی primed است.
شکل سوم prime در زبان انگلیسی primed است.
شکل جمع prime در زبان انگلیسی primes است.
وجه وصفی حال prime در زبان انگلیسی priming است.
سومشخص مفرد prime در زبان انگلیسی primes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «prime» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/prime