آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ بهمن ۱۴۰۲

    Cardinal

    ˈkɑːrdɪnl ˈkɑːdnəl

    شکل جمع:

    cardinals

    صفت تفضیلی:

    more cardinal

    صفت عالی:

    most cardinal

    معنی cardinal | جمله با cardinal

    noun countable

    دین کاردینال (یک مقام رسمی کلیسایی و بالاترین مقام کاتولیک‌ها پس‌از پاپ)

    The cardinal delivered a powerful sermon at the cathedral.

    کاردینال خطبه‌ای مقتدر در کلیسای جامع بیان کرد.

    The cardinal wore a vibrant red robe during the ceremony.

    کاردینال در طول مراسم ردای قرمزی بر تن داشت.

    noun countable

    ریاضی عدد اصلی، عدد کاردینال

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    The cardinal of the equation is equal to the number of variables.

    عدد کاردینال معادله برابر با تعداد متغیرها است.

    A cardinal number represents the size of a set.

    یک عدد اصلی نشان‌دهنده‌ی اندازه‌ی یک مجموعه است.

    noun countable

    جانورشناسی کاردینال (نوعی پرنده‌ی کاکل‌قرمز بومی آمریکای شمالی)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

    مشاهده

    The cardinal's distinctive song echoed through the forest.

    آواز متمایز کاردینال در جنگل طنین‌انداز شد.

    The sight of a cardinal always brings a smile to my face.

    دیدن یک کاردینال همیشه لبخند بر لبانم می‌آورد.

    adjective

    اصلی، اساسی، مهم، بنیادین

    The cardinal goal of our project is to increase sales by 10%.

    هدف اصلی پروژه‌ی ما افزایش فروش تا ۱۰ درصد است.

    The cardinal rule of business is to always put the customer first.

    قانون اساسی تجارت این است که همیشه مشتری را در اولویت قرار دهید.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    We must become aware of the cardinal importance of roads and railways.

    ما باید به اهمیت بنیادین راه و راه‌آهن پی ببریم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cardinal

    1. adjective important, key
      Synonyms:
      essential vital key important main primary principal fundamental basic chief leading first foremost indispensable paramount overriding ruling central prime highest greatest preeminent pivotal constitutive basal
      Antonyms:
      unimportant insignificant minor secondary inessential negligible

    سوال‌های رایج cardinal

    شکل جمع cardinal چی میشه؟

    شکل جمع cardinal در زبان انگلیسی cardinals است.

    صفت تفضیلی cardinal چی میشه؟

    صفت تفضیلی cardinal در زبان انگلیسی more cardinal است.

    صفت عالی cardinal چی میشه؟

    صفت عالی cardinal در زبان انگلیسی most cardinal است.

    ارجاع به لغت cardinal

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «cardinal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cardinal

    لغات نزدیک cardinal

    • - cardialgia
    • - cardigan
    • - cardinal
    • - cardinal flower
    • - cardinal humors
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.