گذشتهی ساده:
overrodeشکل سوم:
overriddenسومشخص مفرد:
overridesمهم، اصلی، برجسته، ارجح، دارای ارجحیت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
His overriding goal is to finish the project on time.
هدفِ اصلی او تمام کردن پروژه در موعد مقرر است.
The safety of the passengers was the overriding concern for the crew.
ایمنی مسافران مهمترین نگرانی خدمه بود.
The court's decision had an overriding impact on national policy.
تصمیم دادگاه تأثیرِ برجستهای بر سیاست ملی داشت.
گذشتهی ساده overriding در زبان انگلیسی overrode است.
شکل سوم overriding در زبان انگلیسی overridden است.
سومشخص مفرد overriding در زبان انگلیسی overrides است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «overriding» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/overriding