آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ مهر ۱۴۰۴

      Primary

      ˈpraɪmeri ˈpraɪmri

      شکل جمع:

      primaries

      معنی primary | جمله با primary

      adjective B2

      اصلی، مهم‌ترین، اساسی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      Our primary goal is to provide clean water for all rural communities.

      مهم‌ترین هدف ما، تأمین آب آشامیدنی سالم برای تمام جوامع روستایی است.

      Education should be our primary focus if we want to build a better future.

      اگر می‌خواهیم آینده‌ی بهتری بسازیم، آموزش باید تمرکز اصلی ما باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It is of primary importance.

      حائز اهمیت اساسی است.

      the primary goal

      هدف اصلی

      adjective B1

      ابتدایی، دبستانی (آموزش)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The government is investing more money in primary education programs.

      دولت درحال سرمایه‌گذاری بیشتر در برنامه‌های آموزش ابتدایی است.

      Teachers at the primary level focus on reading, writing, and basic math.

      معلمان در سطح دبستان بر آموزش خواندن، نوشتن و ریاضیات پایه تمرکز دارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      primary teachers

      معلمان دبستان

      primary school

      مدرسه‌ی ابتدایی

      adjective

      اولیه، نخستین، ابتدایی، آغازین، مقدماتی

      The primary reaction of the body to infection is inflammation.

      واکنش اولیه‌ی بدن نسبت به عفونت، التهاب است.

      During the primary stages of the project, they focused on research and planning.

      در مراحل آغازین پروژه، آن‌ها بر تحقیق و برنامه‌ریزی تمرکز داشتند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the primary stages of civilization

      مراحل آغازین تمدن

      a primary source of information

      منبع دست اول اطلاعات

      primary alcohol (CH3OH)

      الکل نوع اول

      noun countable

      انتخابات مقدماتی، انتخابات اولیه (در آمریکا برای مشخص کردن نامزد)

      She won the primary by a narrow margin and became the party’s official candidate.

      او با اختلاف اندکی، انتخابات اولیه را برد و نامزد رسمی حزب شد.

      The primary season begins months before the general election.

      فصل انتخابات مقدماتی، ماه‌ها قبل‌از انتخابات عمومی آغاز می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد primary

      1. adjective best, principal
        Synonyms:
        greatest top leading main chief first excellent dominant highest number one paramount capital first-class stellar world-class hot tough fab primo crackerjack state-of-the-art heavy cardinal
        Antonyms:
        worst inferior secondary minor subordinate least second-rate
      1. adjective earliest
        Synonyms:
        first original initial beginning immediate direct primitive pristine pioneer primal aboriginal primeval primordial firsthand
        Antonyms:
        latest final
      1. adjective basic, fundamental
        Synonyms:
        simple essential fundamental original first elementary introductory principal rudimentary underlying elemental foundational primitive radical central ultimate beginning bottom basal three R’s meat-and-potatoes underived underivative
        Antonyms:
        secondary auxiliary supplemental

      Collocations

      primary cause

      علت اصلی

      سوال‌های رایج primary

      شکل جمع primary چی میشه؟

      شکل جمع primary در زبان انگلیسی primaries است.

      ارجاع به لغت primary

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «primary» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/primary

      لغات نزدیک primary

      • - primaquine
      • - primarily
      • - primary
      • - primary cause
      • - primary cell
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.