۷۰٪ تخفیف تا پایان اسفند - اشتراک یک‌ساله‌ی هوش مصنوعی 💚

Supplemental

ˌsəpləˈmentəl ˌsʌplɪˈmentri
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective
اضافی، متمم، مکمل، تکمیلی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد supplemental

  1. adjective forming or serving as a complement
    Synonyms:
    complementary complemental
  1. adjective used or held in reserve
    Synonyms:
    backup reserve secondary auxiliary supporting subsidiary supplementary emergency standby derivative adscititious

ارجاع به لغت supplemental

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «supplemental» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/supplemental

لغات نزدیک supplemental

پیشنهاد بهبود معانی