آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ شهریور ۱۴۰۴

      Secondary

      ˈseknderi ˈsekəndri

      معنی secondary | جمله با secondary

      noun adjective countable B1

      ثانوی، فرعی، کمکی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      this word's secondary stress

      فشار ثانوی این واژه

      a secondary source of information

      منبع دست دوم اطلاعات

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Money is only a secondary concern.

      پول فقط یک مطلب فرعی است.

      secondary education

      آموزش دبیرستانی

      secondary carbon

      کربن نوع دوم

      secondary growth

      رشد ثانویه

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد secondary

      1. adjective subordinate; less important
        Synonyms:
        unimportant minor lower dependent inferior lesser subject subordinate auxiliary extra alternate supporting insignificant trivial small second-rate subsidiary consequential collateral reserve backup under subservient petty accessory contingent relief tributary dinky small-time small-fry bush-league minor-league substract
        Antonyms:
        important superior primary first-rate first-class
      1. adjective derivative
        Synonyms:
        derived dependent resultant resulting developed borrowed subordinate subsequent indirect auxiliary eventual proximate second-hand subsidiary consequent derivate vicarious derivational
        Antonyms:
        primary source causative

      سوال‌های رایج secondary

      معنی secondary به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «secondary» در زبان فارسی به «ثانویه» یا «دومین» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «secondary» در زبان انگلیسی اغلب برای اشاره به چیزی به کار می‌رود که در مرتبه‌ی دوم اهمیت یا در مرحله‌ای پس از مرحله‌ی اصلی قرار دارد. این مفهوم می‌تواند در زمینه‌های گوناگون علمی، آموزشی، هنری یا حتی در زندگی روزمره معانی متفاوتی پیدا کند. برای مثال، در نظام آموزشی، مدارس متوسطه یا همان secondary schools پس از مقطع ابتدایی قرار می‌گیرند و مرحله‌ای هستند که دانش‌آموزان در آن از آموزش پایه فاصله گرفته و به سمت مباحث عمیق‌تر و تخصصی‌تر حرکت می‌کنند. این کارکرد نشان می‌دهد که «secondary» همواره جایگاهی وابسته به «primary» دارد، یعنی چیزی که اولویت یا تقدم دارد و «secondary» در پی آن می‌آید.

      در حوزه‌ی پزشکی و علوم زیستی، اصطلاح «secondary» اغلب برای توصیف شرایط یا بیماری‌هایی به کار می‌رود که پیامد یا نتیجه‌ی یک عامل اولیه هستند. برای نمونه، «secondary infection» به عفونتی گفته می‌شود که پس از یک بیماری یا ضعف در بدن رخ می‌دهد. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی آن است که نقش «secondary» بیشتر توضیح‌دهنده‌ی پیامدها و نتایج است تا علت‌ها و عوامل اولیه. همین نگاه به ما می‌آموزد که گاه پدیده‌های ثانویه می‌توانند حتی تأثیرات مهم‌تر یا جدی‌تری نسبت به عوامل اولیه داشته باشند و نباید آنها را کم‌اهمیت پنداشت.

      از منظر فلسفی و اندیشگانی، مفهوم «secondary» جایگاه ویژه‌ای دارد. بسیاری از نظریه‌پردازان میان «qualities primary» و «qualities secondary» تفاوت قائل می‌شوند. ویژگی‌های اولیه یا اصلی، همان‌هایی هستند که به‌طور عینی و مستقل وجود دارند، مانند شکل، اندازه یا حرکت؛ در حالی که ویژگی‌های ثانویه وابسته به ادراک انسانی هستند، مانند رنگ یا طعم. این تمایز فلسفی اهمیت واژه‌ی «secondary» را نشان می‌دهد، چرا که جایگاه آن در فهم ما از واقعیت و نحوه‌ی تجربه‌ی جهان تعیین‌کننده است.

      در عرصه‌ی هنر و ادبیات نیز کاربرد «secondary» چشمگیر است. شخصیت‌های ثانویه یا secondary characters در یک رمان، فیلم یا نمایش‌نامه، هرچند در مرکز روایت قرار ندارند، اما به غنای داستان، پیشبرد روایت و شکل‌گیری فضای کلی کمک می‌کنند. نبود شخصیت‌های ثانویه می‌تواند یک اثر را سطحی یا ناقص جلوه دهد. این موضوع بازتابی از جایگاه زندگی واقعی نیز هست، جایی که روابط و نقش‌های ثانویه به همان اندازه‌ی نقش‌های اصلی در شکل‌گیری تجربه‌ی انسان اهمیت دارند.

      واژه‌ی «secondary» مفهومی را منتقل می‌کند که به ظاهر به «درجه‌ی دوم بودن» اشاره دارد، اما در عمق، معنایی پیچیده‌تر و گاه حتی حیاتی دارد. پدیده‌های ثانویه می‌توانند تأثیرگذار، مکمل یا حتی ضروری برای درک کلی یک موضوع باشند. به همین دلیل، کاربرد این واژه صرفاً محدود به بیان جایگاه پایین‌تر نیست، بلکه گاهی نشان‌دهنده‌ی لایه‌های پنهان و ابعاد تکمیلی واقعیت است.

      ارجاع به لغت secondary

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «secondary» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/secondary

      لغات نزدیک secondary

      • - second-story man
      • - second-string
      • - secondary
      • - secondary emission
      • - secondary memory
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.