آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Lower

      ˈloʊər ˈloʊər ˈləʊə ˈləʊə

      گذشته‌ی ساده:

      lowered

      شکل سوم:

      lowered

      سوم‌شخص مفرد:

      lowers

      وجه وصفی حال:

      lowering

      صفت عالی:

      lowest

      معنی lower | جمله با lower

      noun verb - transitive verb - intransitive adjective B2

      پایین آوردن، تخفیف دادن، کاستن از، تنزل دادن، فروکش کردن، خفیف کردن، پست‌تر، پایین‌تر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      noun verb - transitive verb - intransitive adjective

      اخم، عبوس، ترش‌رویی، هوای گرفته و ابری، اخم کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      lower ranks

      رتبه‌های پایین‌تر

      a lower boiling point

      نقطه‌ی جوش پایین‌تر

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a lower estimate

      برآورد کمتر

      lower costs

      هزینه‌های کمتر

      lower prices

      قیمتهای نازل‌تر

      lower temperatures

      دماهای پایین‌تر

      the lower animals

      جانوران آغازین‌تر

      lower organisms

      سازواره‌های آغازین‌تر

      the lower Nile

      نیل سفلی

      the lower divisions

      بخش‌های فروتر

      They lowered their prices.

      قیمت‌های خود را پایین آوردند.

      They lowered their heads in prayer.

      سرهای خود را به‌ حالت دعا فرود آوردند.

      I lowered the window.

      پنجره را پایین کشیدم.

      to lower the sails

      بادبانها را پایین آوردن

      to lower the ceiling

      ارتفاع سقف را کم کردن

      Hunger lowered their resistance.

      گرسنگی مقاومت آن‌ها را کاست.

      They will have to lower their demands.

      آن‌ها مجبور خواهند بود از خواسته‌های خود بکاهند.

      He lowered himself by accepting a bribe.

      او با گرفتن رشوه خودش را کوچک کرد.

      Please lower your voice.

      لطفاً آهسته صحبت کنید.

      He kept lowering at the children.

      مرتباً به بچه‌ها اخم و تخم می‌کرد.

      the lowering sky

      آسمان تیره و تار

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد lower

      1. adjective under, inferior
        Synonyms:
        low lesser junior minor secondary subordinate reduced decreased diminished lessened smaller curtailed pared down second-class second-string second-fiddle nether subjacent bush-league lower rung
        Antonyms:
        higher superior important
      1. verb let down; fall
        Synonyms:
        drop reduce depress sink descend push down let down ground set down take down cast down droop make lower submerge detrude couch demit bring low
        Antonyms:
        raise increase elevate
      1. verb reduce, minimize
        Synonyms:
        decrease lessen cut minimize diminish cut down cut back abate moderate soften downgrade downsize scale down curtail pare shave slash prune tone down deflate de-escalate roll back demote depreciate devalue devaluate mark down undervalue write off clip
        Antonyms:
        increase rise heighten elevate
      1. verb belittle, disgrace
        Synonyms:
        humiliate degrade debase demean humble downgrade depress devalue abase cast down bemean condescend stoop deign
        Antonyms:
        praise compliment laud

      لغات هم‌خانواده lower

      noun
      low
      adjective
      low, lower, lowly
      verb - transitive
      lower
      adverb
      low

      سوال‌های رایج lower

      گذشته‌ی ساده lower چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده lower در زبان انگلیسی lowered است.

      شکل سوم lower چی میشه؟

      شکل سوم lower در زبان انگلیسی lowered است.

      وجه وصفی حال lower چی میشه؟

      وجه وصفی حال lower در زبان انگلیسی lowering است.

      سوم‌شخص مفرد lower چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد lower در زبان انگلیسی lowers است.

      صفت عالی lower چی میشه؟

      صفت عالی lower در زبان انگلیسی lowest است.

      ارجاع به لغت lower

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lower» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/lower

      لغات نزدیک lower

      • - lowbrowed
      • - lowdown
      • - lower
      • - lower body
      • - lower bound
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.