آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ خرداد ۱۴۰۳

    Stoop

    stuːp stuːp

    گذشته‌ی ساده:

    stooped

    شکل سوم:

    stooped

    سوم‌شخص مفرد:

    stoops

    وجه وصفی حال:

    stooping

    معنی stoop | جمله با stoop

    verb - intransitive

    دولا شدن، خم شدن

    To pass the low entrance, he had to stoop.

    برای عبور از مدخل کوتاه مجبور شد دولا شود.

    He stooped and took the money off the ground.

    دولا شد و پول را از زمین برداشت.

    verb - intransitive

    قوز کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    a tall, thin man who was stooping a little

    مردی بلند و لاغر که کمی قوز می‌کرد

    The old lady stooped.

    پیرزن قوز کرد.

    noun countable

    انگلیسی آمریکایی پلکان جلو در

    She sat on the stoop.

    روی پلکان جلو در نشست.

    I waited for my friend on the stoop of the apartment.

    روی پلکان جلو در آپارتمان منتظر دوستم بودم.

    noun singular

    دولاشدگی

    She walked with a slight stoop.

    با دولاشدگی کمی راه می‌رفت.

    His stoop became more pronounced as he grew older.

    دولاشدگی او با افزایش سن بیشتر نمایان شد.

    verb - intransitive

    خود را کوچک کردن، خود را پایین آوردن، خود را خوار کردن

    I will never stoop so low as to answer the insults of a drunken man.

    هرگز خودم را آن‌قدر کوچک نخواهم کرد که به توهین مردی مست پاسخ بدهم.

    She stooped by cheating and lying.

    با تقلب و دروغ‌گویی خود را خوار کرد.

    verb - intransitive

    جانورشناسی شیرجه رفتن (پرنده‌ی شکاری) (به‌ سوی طعمه)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

    مشاهده

    an eagle stooping toward the prey

    عقابی که به سوی طعمه شیرجه می‌رود

    The falcon will stoop from great heights to catch its prey.

    شاهین از ارتفاعات بلند شیرجه می‌رود تا طعمه‌اش را بگیرد.

    noun

    جانورشناسی شیرجه (پرنده‌ی شکاری) (به‌ سوی طعمه)

    The hawk's stoop was swift.

    شیرجه‌ی باز سریع بود.

    The owl's stoop was silent.

    شیرجه‌ی جغد بی‌سروصدا بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stoop

    1. noun slouched posture
      Synonyms:
      slouch slump droop sag round shoulders
      Antonyms:
      straightening
    1. verb bow down
      Synonyms:
      bow bend kneel incline dip descend lean crouch sink duck squat hunch relax cringe be bowed be servile
      Antonyms:
      straighten
    1. verb condescend; lower oneself to another
      Synonyms:
      patronize deign descend unbend relax accommodate favor oblige concede resort sink demean oneself act beneath oneself vouchsafe
      Antonyms:
      rise above

    سوال‌های رایج stoop

    گذشته‌ی ساده stoop چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده stoop در زبان انگلیسی stooped است.

    شکل سوم stoop چی میشه؟

    شکل سوم stoop در زبان انگلیسی stooped است.

    وجه وصفی حال stoop چی میشه؟

    وجه وصفی حال stoop در زبان انگلیسی stooping است.

    سوم‌شخص مفرد stoop چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد stoop در زبان انگلیسی stoops است.

    ارجاع به لغت stoop

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «stoop» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/stoop

    لغات نزدیک stoop

    • - stool pigeon
    • - stoolie
    • - stoop
    • - stoop labor
    • - stoop to that level
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.