Resort

rɪˈzɔːrt rɪˈzɔːt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    resorted
  • شکل سوم:

    resorted
  • سوم شخص مفرد:

    resorts
  • وجه وصفی حال:

    resorting
  • شکل جمع:

    resorts

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable B1
    سفر تفریحگاه، استراحتگاه، اقامتگاه، میعادگاه، محل پاتوق
    • - a ski resort
    • - پاتوق اسکی بازان، مجتمع اسکی
    • - a seaside resort
    • - تفرجگاه ساحلی، مجتمع ساحلی
    • - a health resort
    • - مجتمع تندرستی، آسایشگاه
  • noun countable
    پناهگاه، ملجا
  • noun countable
    سفر هتل مهمانسرا، هتل تفریحی
  • noun countable
    راه حل، چاره، وسیله
    • - in the last resort
    • - دست آخر، علاج آخر
  • noun uncountable
    توسل، توکل
    • - to have resort only to God
    • - فقط به خدا توکل کردن
  • verb - intransitive
    (رسمی) آمد و شد کردن در، سر زدن به، اغلب به جایی رفتن
    • - Taverns were the places to which he resorted in the evening.
    • - میخانه‌ها محل آمد و شد شبانه‌ی او بودند.
  • verb - transitive
    دوباره مرتب کردن، دوباره دسته‌بندی کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد resort

  1. noun vacation place
    Synonyms: camp, fat farm, hangout, harbor, haunt, haven, hideaway, hideout, holiday spot, hotel, hot spring, inn, lodge, mineral spring, motel, nest, park, purlieu, refuge, rendezvous, retreat, spa, spot, spring, stomping ground, tourist center, tourist trap
  2. noun alternative, recourse
    Synonyms: chance, course, device, expediency, expedient, hope, makeshift, opportunity, possibility, reference, refuge, relief, resource, shift, stopgap, substitute, surrogate
  3. verb have recourse to; make use of
    Synonyms: address, affect, apply, avail oneself of, benefit by, bring into play, devote, direct, employ, exercise, fall back on, frequent, go, go to, haunt, head for, look to, make use of, put to use, recur, recur to, refer to, repair, run, take up, try, turn, turn to, use, utilize, visit
    Antonyms: avoid, dodge

Collocations

ارجاع به لغت resort

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «resort» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/resort

لغات نزدیک resort

پیشنهاد بهبود معانی