آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ آذر ۱۴۰۳

      Park

      pɑːrk pɑːk

      گذشته‌ی ساده:

      parked

      شکل سوم:

      parked

      سوم‌شخص مفرد:

      parks

      وجه وصفی حال:

      parking

      شکل جمع:

      parks

      معنی park | جمله با park

      noun countable A1

      پارک، باغ ملی، گردشگاه، بوستان، فضای سبز، مرتع

      park, پارک، باغ ملی، گردشگاه، بوستان، فضای سبز، مرتع
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      Our house is near a park.

      خانه‌ی ما نزدیک یک پارک است.

      Parks and green spaces are like a city's lungs.

      پارک‌ها و فضاهای سبز همچون ریه‌های شهر هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Each park must also have a playground for children.

      هر پارک باید محل بازی برای کودکان نیز داشته باشد.

      verb - transitive verb - intransitive

      پارک کردن، قرار دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      She parked her suitcases in one corner and walked over to the ticket window.

      او چمدان‌های خود را در گوشه‌ای قرار داد و به گیشه‌ی بلیط‌فروشی رفت.

      He parked himself in a chair and read the newspaper.

      او در صندلی قرار گرفت و به روزنامه خواندن پرداخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Don't park your car in front of my garage!

      ماشین خود را جلو گاراژ من پارک نکنید!

      Finding a place to park is very difficult in Tehran.

      یافتن محل پارک در تهران بسیار دشوار است.

      no parking

      پارک کردن ممنوع

      Parking or even stopping is forbidden at crossroads.

      سر چهارراه‌ها پارک‌کردن و حتی توقف‌کردن قدغن است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد park

      1. noun land that is reserved for pleasure, recreation
        Synonyms:
        place land grounds area green garden lot square estate lawn tract forest parkland playground recreation area meadow esplanade plaza woodland pleasure garden village green
      1. verb place vehicle in a position
        Synonyms:
        put place position station deposit store leave seat order stand line up maneuver
        Antonyms:
        depart back out

      سوال‌های رایج park

      معنی park به فارسی چی میشه؟

      کلمه "park" در زبان انگلیسی به معانی و کاربردهای مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در ادامه به بررسی معانی، توضیحات و نکات جالب مرتبط با این کلمه می‌پردازیم.

      معانی "park"

      1. پارک (فضای سبز): یکی از معانی اصلی "park" به فضای سبز و عمومی اشاره دارد که معمولاً در شهرها برای تفریح و استراحت مردم طراحی شده است. این فضاها معمولاً شامل درختان، چمن‌ها، مسیرهای پیاده‌روی، و گاهی اوقات امکانات ورزشی و بازی برای کودکان هستند. پارک‌ها به عنوان مکان‌هایی برای تجمع اجتماعی و فعالیت‌های تفریحی شناخته می‌شوند.

      2. پارک کردن (وسایل نقلیه): یکی دیگر از معانی "park" به عمل پارک کردن وسایل نقلیه اشاره دارد. این واژه به معنای توقف و قرار دادن خودرو در مکان مشخصی است، که می‌تواند شامل پارکینگ‌های عمومی، خصوصی یا خیابان‌ها باشد.

      3. پارک طبیعی (محیط زیست): "National Park" یا پارک ملی به مناطقی اشاره دارد که حفاظت شده‌اند و دارای تنوع زیستی بالا و زیبایی‌های طبیعی هستند. این نوع پارک‌ها معمولاً به منظور حفظ محیط زیست و حیات وحش و ارائه امکانات تفریحی به بازدیدکنندگان ایجاد می‌شوند.

      نکات جالب درباره پارک‌ها

      - تاریخچه پارک‌ها: اولین پارک عمومی در جهان، پارک "بوشی" در لندن بود که در سال 1640 تأسیس شد. این پارک‌ها به تدریج در دیگر شهرها نیز گسترش یافتند و به عنوان مکان‌های تفریحی و اجتماعی شناخته شدند.

      - مزایای روان‌شناختی: تحقیقات نشان می‌دهند که حضور در پارک‌ها و فضاهای سبز می‌تواند به کاهش استرس و اضطراب کمک کند. طبیعت و زیبایی‌های آن تأثیر مثبتی بر روحیه افراد دارد و می‌تواند احساس آرامش و شادی را افزایش دهد.

      - انواع پارک‌ها: پارک‌ها می‌توانند انواع مختلفی داشته باشند، از جمله پارک‌های شهری، پارک‌های ملی، پارک‌های تفریحی و پارک‌های موضوعی. هر کدام از این پارک‌ها ویژگی‌ها و جذابیت‌های خاص خود را دارند.

      - نقش پارک‌ها در شهرها: پارک‌ها به عنوان ریه‌های شهری عمل می‌کنند. آن‌ها به بهبود کیفیت هوا، کاهش دما، و فراهم کردن فضایی برای فعالیت‌های اجتماعی کمک می‌کنند. همچنین، پارک‌ها می‌توانند ارزش املاک اطراف را افزایش دهند.

      - فعالیت‌های موجود در پارک‌ها: پارک‌ها محل مناسبی برای انجام فعالیت‌های مختلفی مانند پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری، پیک‌نیک، بازی‌های گروهی و ورزش‌های دیگر هستند. این مکان‌ها به افراد این امکان را می‌دهند که با طبیعت ارتباط برقرار کنند و از هوای تازه بهره‌مند شوند.

      گذشته‌ی ساده park چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده park در زبان انگلیسی parked است.

      شکل سوم park چی میشه؟

      شکل سوم park در زبان انگلیسی parked است.

      شکل جمع park چی میشه؟

      شکل جمع park در زبان انگلیسی parks است.

      وجه وصفی حال park چی میشه؟

      وجه وصفی حال park در زبان انگلیسی parking است.

      سوم‌شخص مفرد park چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد park در زبان انگلیسی parks است.

      ارجاع به لغت park

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «park» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/park

      لغات نزدیک park

      • - parity check
      • - parity checking
      • - park
      • - park-and-ride scheme
      • - parka
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.