آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ دی ۱۴۰۴

      Dodge

      dɑːdʒ dɒdʒ

      گذشته‌ی ساده:

      dodged

      شکل سوم:

      dodged

      سوم‌شخص مفرد:

      dodges

      وجه وصفی حال:

      dodging

      شکل جمع:

      dodges

      معنی dodge | جمله با dodge

      verb - intransitive verb - transitive

      جاخالی دادن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The player dodged the opponent’s tackle and ran toward the goal.

      بازیکن از تکل حریف جاخالی داد و به سوی دروازه دوید.

      He dodged and the stone fell behind him.

      او جاخالی داد و سنگ پشت سرش افتاد.

      verb - transitive

      طفره زدن، اجتناب کردن، فرار کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      He dodged the reporters' questions.

      به پرسش‌های خبرنگاران جواب درستی نداد.

      He left early so as to dodge the rush-hour.

      او زود رفت که به ترافیک سنگین برنخورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      those who dodge military service

      آنان که از خدمت نظام شانه خالی می‌کنند

      noun countable informal

      حقه، حیله، ترفند، فریب، دسیسه (راه فرار زیرکانه)

      The surprising dodges are used to escape taxes.

      حیله‌های تعجب‌آوری برای فرار از مالیات به کار برده می‌شود.

      He found a clever dodge to avoid doing extra work.

      او، ترفندی زیرکانه پیدا کرد تا از انجام کار اضافی اجتناب کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dodge

      1. noun trick, feint
        Synonyms:
        plan method scheme plot device stratagem ploy ruse strategy contrivance wile subterfuge machination
      1. verb avoid
        Synonyms:
        evade elude escape shirk skirt sidestep duck shake slip ditch swerve parry fend off circumlocute equivocate hedge fudge weasel tergiversate tergiverse shuffle deceive trick dark fence get around get out of give the slip juke lurch malinger move to the side pussyfoot put the move on shake off shift short-circuit skip out on slide turn aside
        Antonyms:
        face meet encounter confront stand up to
      1. verb to keep away from
        Synonyms:
        avoid duck elude escape evade burke bypass artifice circumvent avert cheat deceive ditch equivocate eschew hedge parry prevaricate get around pussyfoot quibble shift shun shirk sidestep side step skirt swerve trick

      Collocations

      dodge the question

      از پاسخ دادن طفره رفتن/از زیر سوال در رفتن/پیچاندن سوال

      سوال‌های رایج dodge

      گذشته‌ی ساده dodge چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dodge در زبان انگلیسی dodged است.

      شکل سوم dodge چی میشه؟

      شکل سوم dodge در زبان انگلیسی dodged است.

      شکل جمع dodge چی میشه؟

      شکل جمع dodge در زبان انگلیسی dodges است.

      وجه وصفی حال dodge چی میشه؟

      وجه وصفی حال dodge در زبان انگلیسی dodging است.

      سوم‌شخص مفرد dodge چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dodge در زبان انگلیسی dodges است.

      ارجاع به لغت dodge

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dodge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dodge

      لغات نزدیک dodge

      • - dodecahedron
      • - dodecanese
      • - dodge
      • - dodge the question
      • - dodgem
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.