با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Dodge

dɑːdʒ dɒdʒ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    dodged
  • شکل سوم:

    dodged
  • سوم شخص مفرد:

    dodges
  • وجه وصفی حال:

    dodging
  • شکل جمع:

    dodges
  • noun verb - transitive verb - intransitive adverb
    جاخالی دادن، این سو و آن سو رفتن، (مجازاً) گریز زدن، طفره زدن، من‌و‌من کردن، اهمال، جاخالی
    • - He dodged and the stone fell behind him.
    • - او جا خالی داد و سنگ پشت سرش افتاد.
    • - He dodged the reporters' questions.
    • - به پرسش‌های خبرنگاران جواب درستی نداد.
    • - He left early so as to dodge the rush-hour.
    • - او زود رفت که به ترافیک سنگین برنخورد.
    • - those who dodge military service
    • - آنان که از خدمت نظام شانه خالی می‌کنند
    • - The surprising dodges used to escape taxes.
    • - حیله‌های تعجب‌آوری که برای فرار از مالیات به کار برده می‌شود.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد dodge

  1. noun trick, feint
    Synonyms: contrivance, device, machination, method, plan, plot, ploy, ruse, scheme, stratagem, strategy, subterfuge, wile
  2. verb avoid
    Synonyms: circumlocute, dark, deceive, ditch, duck, elude, equivocate, escape, evade, fence, fend off, fudge, get around, get out of, give the slip, hedge, juke, lurch, malinger, move to the side, parry, pussyfoot, put the move on, shake, shake off, shift, shirk, short-circuit, shuffle, sidestep, skip out on, skirt, slide, slip, swerve, tergiversate, tergiverse, trick, turn aside, weasel
    Antonyms: confront, encounter, face, meet, stand up to

ارجاع به لغت dodge

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dodge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/dodge

لغات نزدیک dodge

پیشنهاد و بهبود معانی