آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ آذر ۱۴۰۴

    Tergiversate

    ˈtɜːrdʒɪvəseɪt ˈtɜːdʒɪvəseɪt

    گذشته‌ی ساده:

    tergiversated

    شکل سوم:

    tergiversated

    سوم‌شخص مفرد:

    tergiversates

    وجه وصفی حال:

    tergiversating

    معنی tergiversate | جمله با tergiversate

    verb - intransitive

    طفره رفتن، دست‌دست کردن، دور زدن موضوع، پاسخ سرراست ندادن، دوپهلو حرف زدن، از زیر پاسخ در رفتن، موضع مشخص نگرفتن

    The manager’s habit of tergiversating delayed an important business decision.

    عادت مدیر به دست‌دست کردن، باعث تأخیر در گرفتن تصمیم مهم تجاری شد.

    Instead of giving a direct answer, she tergiversated.

    به‌جای پاسخ مستقیم، دوپهلو حرف زد.

    verb - intransitive

    تغییر جبهه دادن، به جناح مقابل پیوستن، از آرمان خود دست کشیدن، روی‌گردانی کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    She refused to tergiversate, even when joining another party would have benefited her career.

    او حاضر نشد به حزب دیگری بپیوندد، حتی وقتی این کار می‌توانست به نفع پیشرفت شغلی‌اش باشد.

    The senator’s decision to tergiversate shocked his longtime supporters.

    تصمیم سناتور به روی‌گردانی از موضع پیشین، طرف‌داران قدیمی او را شوکه کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tergiversate

    1. verb to use evasive or deliberately vague language
      Synonyms:
      equivocate prevaricate hedge waffle shuffle weasel beat-around-the-bush pussyfoot shift palter euphemize defect renounce apostatize apostatise
    1. verb to abandon one's cause or party usually to join another
      Synonyms:
      desert defect turn rat apostatize renegade

    ارجاع به لغت tergiversate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «tergiversate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tergiversate

    لغات نزدیک tergiversate

    • - tereus
    • - tergal
    • - tergiversate
    • - tergiversation
    • - tergiversator
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.