آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آبان ۱۴۰۴

      Swerve

      swɜːrv swɜːv

      گذشته‌ی ساده:

      swerved

      شکل سوم:

      swerved

      سوم‌شخص مفرد:

      swerves

      وجه وصفی حال:

      swerving

      معنی swerve | جمله با swerve

      verb - intransitive verb - transitive

      منحرف شدن، پیچیدن، تغییر مسیر دادن (ناگهانی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      The car swerved to the left and fell into the river.

      اتومبیل ناگهان به چپ پیچید و افتاد توی رودخانه.

      He swung the car to the right and that swerve saved Rustam's life.

      او اتومبیل را به سمت راست چرخاند و آن ویراژ جان رستم را نجات داد.

      verb - intransitive verb - transitive

      اجتناب کردن، دوری کردن، طفره رفتن، فرار کردن، کنار کشیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      She managed to swerve the tricky question during the interview.

      او موفق شد از پاسخ دادن به سؤال دشوار در مصاحبه طفره برود.

      Many people swerve uncomfortable conversations rather than face them.

      بسیاری از افراد به‌جای مواجه شدن با گفتگوهای ناراحت‌کننده، از آن‌ها فرار می‌کنند.

      verb - intransitive

      از مسیر خارج شدن، عدول کردن، تغییر دادن موضع، منحرف شدن، کوتاه آمدن

      Throughout his career, he has never swerved from his dedication to education.

      درطول دوران حرفه‌ای‌اش، هرگز از تعهدش به آموزش صرف‌نظر نکرده است.

      The company has promised not to swerve from its environmental policies.

      شرکت وعده داده است که از سیاست‌های زیست‌محیطی خود منحرف نشود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد swerve

      1. verb turn aside, often to avoid collision
        Synonyms:
        turn move shift deviate deflect depart veer bend stray wander diverge incline skew swing sidestep depart from err waver dip lurch skid sideslip sheer get off course go off course tack train off wind slue sheer off
        Antonyms:
        straighten

      سوال‌های رایج swerve

      گذشته‌ی ساده swerve چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده swerve در زبان انگلیسی swerved است.

      شکل سوم swerve چی میشه؟

      شکل سوم swerve در زبان انگلیسی swerved است.

      وجه وصفی حال swerve چی میشه؟

      وجه وصفی حال swerve در زبان انگلیسی swerving است.

      سوم‌شخص مفرد swerve چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد swerve در زبان انگلیسی swerves است.

      ارجاع به لغت swerve

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «swerve» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/swerve

      لغات نزدیک swerve

      • - sweptback
      • - sweptwing
      • - swerve
      • - sweven
      • - swg
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.