Deviate

ˈdiːvieɪt ˈdiːvieɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    deviated
  • شکل سوم:

    deviated
  • سوم‌شخص مفرد:

    deviates
  • وجه وصفی حال:

    deviating
  • شکل جمع:

    deviates

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun verb - intransitive adjective adverb
منحرف، کج‌رو شدن، انحراف ورزیدن، غیرسالم

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
noun verb - intransitive adjective adverb
منحرف شدن
- The plane deviated from its course.
- هواپیما از مسیر خود منحرف شد.
- I will never deviate from moral principles.
- در اصول اخلاقی هرگز کج‌روی نخواهم کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد deviate

  1. verb stray from normal path
    Synonyms:
    vary turn depart differ drift swerve digress wander deflect diverge err part shy avert bend veer contrast aberrate bend the rules not conform go amiss angle off bear off edge off take a turn divagate circumlocate go out of control break pattern go off on tangent go out of way get around swim against stream leave beaten path
    Antonyms:
    stay keep go straight

لغات هم‌خانواده deviate

  • verb - intransitive
    deviate

ارجاع به لغت deviate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «deviate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/deviate

لغات نزدیک deviate

پیشنهاد بهبود معانی