آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ مرداد ۱۴۰۵

      Deviate

      ˈdiːvieɪt ˈdiːvieɪt

      گذشته‌ی ساده:

      deviated

      شکل سوم:

      deviated

      سوم‌شخص مفرد:

      deviates

      وجه وصفی حال:

      deviating

      شکل جمع:

      deviates

      معنی deviate | جمله با deviate

      verb - intransitive B2

      منحرف شدن، گمراه شدن، کج‌روی کردن، تخطی کردن (از هنجار یا عرف)

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      I will never deviate from moral principles.

      در اصول اخلاقی هرگز کج‌روی نخواهم کرد.

      The committee warned members not to deviate from the official guidelines.

      کمیته به اعضا هشدار داد که از دستورالعمل‌های رسمی تخطی نکنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She refused to deviate from her strict moral code.

      او حاضر نشد از معیارهای سخت‌گیرانه‌ی اخلاقی‌اش تخطی کند.

      He deviated from family traditions, surprising his relatives.

      او از سنت‌های خانوادگی منحرف شد و خویشاوندانش را متعجب کرد.

      verb - intransitive verb - transitive B2

      منحرف شدن یا کردن (از مسیر)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The pilot had to deviate from the route due to severe weather.

      خلبان به‌خاطر وضعیت شدید جوی مجبور شد که از مسیر منحرف شود.

      The plane deviated from its course.

      هواپیما از مسیر خود منحرف شد.

      noun countable

      منحرف، تخطی‌گر (از هنجار یا عرف)

      The court considered him a deviate because of his unconventional behavior.

      دادگاه او را به‌خاطر رفتار نامتعارفش یک تخطی‌گر دانست.

      As a deviate, he faced social isolation and criticism.

      به‌عنوان یک منحرف، او با انزوای اجتماعی و انتقاد مواجه شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد deviate

      1. verb stray from normal path
        Synonyms:
        vary turn depart differ drift swerve digress wander deflect diverge err part shy avert bend veer contrast aberrate bend the rules not conform go amiss angle off bear off edge off take a turn divagate circumlocate go out of control break pattern go off on tangent go out of way get around swim against stream leave beaten path derail
        Antonyms:
        stay keep go straight

      لغات هم‌خانواده deviate

      noun
      deviation
      verb - intransitive
      deviate

      سوال‌های رایج deviate

      گذشته‌ی ساده deviate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده deviate در زبان انگلیسی deviated است.

      شکل سوم deviate چی میشه؟

      شکل سوم deviate در زبان انگلیسی deviated است.

      شکل جمع deviate چی میشه؟

      شکل جمع deviate در زبان انگلیسی deviates است.

      وجه وصفی حال deviate چی میشه؟

      وجه وصفی حال deviate در زبان انگلیسی deviating است.

      سوم‌شخص مفرد deviate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد deviate در زبان انگلیسی deviates است.

      ارجاع به لغت deviate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «deviate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/deviate

      لغات نزدیک deviate

      • - deviancy
      • - deviant
      • - deviate
      • - deviation
      • - deviationism
      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      magnesium miami misadventure MLA exotoxin extrusion fa fired fjord free-living frenemy get involved go histo- hom- ضربان داشتن عددخوانی عددنویسی عموقلی عمیقا عرق کردن عدد مرکب غاز کانادایی غنی‌سازی کره‌ی جنوبی فائق فاطمه فرو کس کمربند سبز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.