آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Differ

      ˈdɪfər ˈdɪfə

      گذشته‌ی ساده:

      differed

      شکل سوم:

      differed

      سوم‌شخص مفرد:

      differs

      وجه وصفی حال:

      differing

      معنی differ | جمله با differ

      verb - intransitive B2

      فرق داشتن، اختلاف داشتن، تفاوت داشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The laws of each country differ from those of another.

      قوانین هر کشور با قوانین کشور دیگر فرق دارند.

      the persecution of people who differ on religious matters

      آزار مردمی که در امور دینی هم عقیده نیستند

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      People differ greatly in their tastes.

      مردم از نظر سلیقه خیلی با هم فرق دارند.

      Those two engines differ from each other greatly.

      آن دو موتور خیلی با هم متفاوت‌اند.

      The two brothers had differing views on politics.

      آن دو برادر در سیاست اختلاف نظر داشتند.

      I am sorry to differ with you on this!

      متأسفم که در این مورد با شما مخالفم!

      I beg to differ!

      اجازه بدهید مخالفت خود را ابراز کنم!

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد differ

      1. verb be dissimilar, distinct
        Synonyms:
        vary contrast disagree deviate from diverge depart from be unlike not conform clash with conflict with contradict alter modify reverse qualify turn lack resemblance not look like bear no resemblance divaricate from jar with run counter to stand apart take exception be distinguished from show contrast sing a different tune be off the beaten path
        Antonyms:
        agree conform be same
      1. verb clash; hold opposing views
        Synonyms:
        disagree quarrel argue dispute fight bicker object oppose dissent vary debate contend demur discord divide jar disaccord take issue clash squabble bump heads go at it lock horns protest against discept hit a sour note go after each other hit a clinker
        Antonyms:
        agree consent harmonize

      لغات هم‌خانواده differ

      noun
      difference, differentiation
      adjective
      different
      verb - intransitive
      differ
      verb - transitive
      differentiate
      adverb
      differently

      سوال‌های رایج differ

      گذشته‌ی ساده differ چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده differ در زبان انگلیسی differed است.

      شکل سوم differ چی میشه؟

      شکل سوم differ در زبان انگلیسی differed است.

      وجه وصفی حال differ چی میشه؟

      وجه وصفی حال differ در زبان انگلیسی differing است.

      سوم‌شخص مفرد differ چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد differ در زبان انگلیسی differs است.

      ارجاع به لغت differ

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «differ» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/differ

      لغات نزدیک differ

      • - dietitian
      • - dieu et mon droit
      • - differ
      • - differ widely
      • - difference
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.