با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Digress

daɪˈɡres daɪˈɡres
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    digressed
  • شکل سوم:

    digressed
  • سوم شخص مفرد:

    digresses
  • وجه وصفی حال:

    digressing
  • verb - intransitive
    پرت شدن (از موضوع)، گریز زدن، منحرف شدن
    • - She digressed from her main topic and spoke about money.
    • - او از موضوع اصلی خود منحرف شد و درباره‌ی پول حرف زد.
    • - Keep to the subject, don't digress!
    • - به اصل مطلب بپرداز، حاشیه نرو!
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد digress

  1. verb stray, deviate
    Synonyms: aberrate, beat about the bush, be diffuse, circumlocute, depart, divagate, drift, excurse, get off the point, get off the subject, get sidetracked, go by way of, go off on a tangent, long way, meander, ramble, roam, swerve, turn aside, veer, wander, wander away
    Antonyms: be direct, stay

ارجاع به لغت digress

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «digress» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/digress

لغات نزدیک digress

پیشنهاد و بهبود معانی